the cardiovascular system the blood n.
Download
Skip this Video
Loading SlideShow in 5 Seconds..
The Cardiovascular System: The Blood سيستم قلبى وعايى: خون PowerPoint Presentation
Download Presentation
The Cardiovascular System: The Blood سيستم قلبى وعايى: خون

Loading in 2 Seconds...

play fullscreen
1 / 92

The Cardiovascular System: The Blood سيستم قلبى وعايى: خون - PowerPoint PPT Presentation


  • 156 Views
  • Uploaded on

The Cardiovascular System: The Blood سيستم قلبى وعايى: خون. 01/31/2012. The Blood خون. Learning Objective: Nursing students will gain an understanding of the anatomy and physiology of the blood system and its purpose within the body.

loader
I am the owner, or an agent authorized to act on behalf of the owner, of the copyrighted work described.
capcha
Download Presentation

The Cardiovascular System: The Blood سيستم قلبى وعايى: خون


An Image/Link below is provided (as is) to download presentation

Download Policy: Content on the Website is provided to you AS IS for your information and personal use and may not be sold / licensed / shared on other websites without getting consent from its author.While downloading, if for some reason you are not able to download a presentation, the publisher may have deleted the file from their server.


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - E N D - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
    Presentation Transcript
    1. The Cardiovascular System: The Bloodسيستم قلبى وعايى: خون 01/31/2012

    2. The Bloodخون Learning Objective: Nursing students will gain an understanding of the anatomy and physiology of the blood system and its purpose within the body. اهداف آموزشى: شاگردان نرسنگ اناتومى و فيزيالوژى سيستم خون و هدف آن در بدن را خواهند آموخت. Estimated Time to Complete: 552 minutes. وقت احتمالى تکميل کردن: 552دقيقه AFAMS

    3. Teaching Pointsنکات آموزشى وظايف خون خصوصيات فزيکى خون اجزأ خون تشکيل حجرات خون حجرات (کرويات) سرخ خون حجرات (کرويات) سفيد خون صفحات دموى (پلاکت ها) سه معيار براى توقف خونريزى (هيموستاز) گروپ هاى خون و انواع آن عدم توازن مربوط به تعادل خون اصطلاحات طبى مربوط به خون • Functions of blood. • Physical characteristics of blood. • Components of blood. • Formation of blood cells. • Red blood cells. • White blood cells. • Platelets. • Three criteria for hemostasis. • Blood groups and blood types. • Homeostatic imbalances associated with blood. • Medical terminology associated with blood.

    4. 1. The Cardiovascular System: The Blood١. سيستم قلبى وعايى : خون

    5. Fluids of the Bodyمايعات بدن • Cells of the body are serviced by 2 fluids • blood • composed of plasma and a variety of cells • transports nutrients and wastes • interstitial fluid • bathes the cells of the body • Nutrients and oxygen diffuse from the blood into the interstitial fluid & then into the cells • Wastes move in the reverse direction • Hematology is study of blood and blood disorders • حجرات بدن توسط دو نوع مايعات کمک ميشوند • خون • متشکل از پلازما (مايع) و حجرات مختلف • مواد مغذى و فضله را انتقال ميدهد • مايعات بين الحجروى • حجرات بدن را شستشو ميکند • مواد مغذى و اکسيجن از خون به مايعات بين الحجروى انتشار يافته و بعداً به حجرات داخل ميشوند • مواد فضله (ضايعات) در جهت مخالف حرکت ميکند • هيمتولوژى عبارت از مطالعۀ خون و اختلالات خون ميباشد

    6. Functions of Bloodوظايف خون • انتقال • آکسيجن، کاربن داى اکسايد، فضلات ميتابوليک (حاصل از استقلاب)، مواد مغذى، حرارت و هورمون ها • تنظيم • از طريق بفر (حايل) در تنظيم پى ايچ (pH) کمک ميکند • در تنظيم درجۀ حرارت بدن کمک ميکند • خواص سرد کنندۀ آب • اتساع اوعيۀ سطحى، حرارت را بيرون ميريزد • ازطريق فعل و انفعالات بين ايون هاى منحل شده و پروتين، درتنظيم محتواى آب حجرات کمک ميکند • جلوگيرى از امراض و ضايع شدن خون • Transportation • O2, CO2, metabolic wastes, nutrients, heat & hormones • Regulation • helps regulate pH through buffers • helps regulate body temperature • coolant properties of water • vasodilatation of surface vessels dump heat • helps regulate water content of cells by interactions with dissolved ions and proteins • Protection from disease & loss of blood

    7. 2. Physical Characteristics of Blood٢. خصوصيات فزيکى خون • ضخيم تر (غليظ تر) از آب و جريان آهسته تر از آب • درجۀ حرارت ١٠٠.٤ فارنهايت • پى ايچ ٧.٤ (٧.٣٥ – ٧.٤٥) • ٨٪ تمام وزن بدن • حجم خون • ٥ تا ٦ ليتر در يک مرد متوسط • ٤ تا ٥ ليتر در يک خانم متوسط • سيستم عکس العمل منفى هورمونى بصورت دوامدار حجم خون و فشار اسموتيک را نگهميدارد • Thicker (more viscous) than water and flows more slowly than water • Temperature of 100.4 degrees F • pH 7.4 (7.35-7.45) • 8 % of total body weight • Blood volume • 5 to 6 liters in average male • 4 to 5 liters in average female • hormonal negative feedback systems maintain constant blood volume and osmotic pressure

    8. Techniques of Blood Samplingتخنيک هاى گرفتن نمونۀ خون • سوزن زدن در وريد • گرفتن نمونۀ خون از وريد توسط سوزن تحت جلدى و سرنج (پيچکارى) • وريد متوسط ساعدى • چرا سوزن را نبايد در شريان داخل کرد؟ • فشار کم • نزديک به سطح • سوزن زدن در انگشت يا پاشنه • تخنيک عام براى کنترول روزانۀ قند خون در مرض شکر (ديابت) • تخنيکى که در اطفال خوردسال مورد استفاده قرار ميگيرد • Venipuncture • sample taken from vein with hypodermic needle & syringe • median cubital vein • why not stick an artery? • less pressure • closer to the surface • Finger or heel stick • common technique for diabetics to monitor daily blood sugar • method used for infants

    9. 3. Components of Blood • Hematocrit • 55% plasma • 45% cells • 99% RBCs • < 1% WBCs and platelets

    10. ٣. اجزاى خون • هيماتوکريت • ٥٥٪ پلازما • ٤٥٪ حجرات • ٩٩٪ کرويات سرخ خون • کمتر از ١٪ کرويات سفيد و صفحات دموى

    11. Blood Plasma • 0ver 90% water • 7% plasma proteins • created in liver • confined to bloodstream • albumin • maintain blood osmotic pressure • globulins (immunoglobulins) • antibodies bind to foreignsubstances called antigens • form antigen-antibody complexes • fibrinogen • for clotting • 2% other substances • electrolytes, nutrients, hormones, gases, waste products

    12. پلازماى خون • بيش از ٩٠٪ آب • ٧٪ پروتين هاى پلازما • توليد شده در کبد (جگر) • محدود به جريان خون • البومين • فشار اسموتيک خون را نگهميدارد • گلوبيولين ها (ايميونو گلوبيولين ها) • انتى بادى ها به مواد خارجى بنام انتيجن ها وصل ميشوند • مجتمع انتى جن – انتى بادى ها را ميسازد • فيبرينوجن • براى علقه ساختن • ٢٪ مواد ديگر • الکتروليت ها، مواد مغذى، هورمون ها، غازات ومواد فضله

    13. Formed Elements of Blood • Red blood cells ( erythrocytes ) • White blood cells ( leukocytes ) • granular leukocytes • neutrophils • eosinophils • basophils • agranular leukocytes • lymphocytes = T cells, B cells, and natural killer cells • monocytes • Platelets (special cell fragments)

    14. عناصر متشکلۀ خون • حجرات (کرويات) سرخ خون (اريتروسيت ها) • حجرات سفيد خون (ليوکوسيت ها) • ليوکوسيت هاى دانه دار • نيوتروفيل ها • ايوزينوفيل ها • بزوفيل ها • ليوکوسيت هاى غيردانه دار • ليمفوسيت ها = حجرات تى (T)، حجرات بى (B) و حجرات کشندۀ طبيعى • مونوسيت ها • صفحات دمويه (پارچه هاى حجرات خاص)

    15. Hematocritهيمتوکريت • فيصدى خون اشغال شده توسط حجرات • اندازۀ نورمال در خانم ها • ٣٨-٤٦٪ (اوسط ٤٢ ٪) • اندازۀ نورمال در مرد ها • ٤٠ – ٥٤٪ (اوسط ٤٦٪) • تيستستيرون • کمخونى • نبودن مقدار کافى کرويات سرخ خون يا نبودن مقدار کافى هيموگلوبين • زياد شدن غير طبيعى کرويات سرخ خون يا پولى سايتيميا (Polycythemia) • مقدار بسيار زياد کرويات سرخ خون (بيش از ٦٥٪) • کم شدن آب بدن، کم شدن اکسيجن حجرات، استفاده از دواهاى افزايش دهندۀ خون در ورزشکاران • Percentage of blood occupied by cells • female normal range • 38 - 46% (average of 42%) • male normal range • 40 - 54% (average of 46%) • testosterone • Anemia • not enough RBCs or not enough hemoglobin • Polycythemia • too many RBCs (over 65%) • dehydration, tissue hypoxia, blood doping in athletes

    16. Blood Dopingاستعمال دواهاى افزايش دهندۀ خون • تزريق کرويات سرخ ذخيره شده از قبيل خون قبل از مسابقات ورزشى • دستيابى حجرات بيشتر براى انتقال اکسيجن به انساج • خطرناک • افزايش غلظت خون • بر قلب فشار مى آورد تا بيشتر کار کند • از طرف کميتۀ المپيک ممنوع قرار داده شده است • Injecting previously stored RBC’s before an athletic event • more cells available to deliver oxygen to tissues • Dangerous • increases blood viscosity • forces heart to work harder • Banned by Olympic committee

    17. 4. Formation of Blood Cells٤. تشکيل حجرات سرخ خون • اکثر انواع حجرات خون به تعويض شدن مداوم نياز دارند • در عرض چند ساعت، روز يا هفته مى ميرند • روند تشکيل حجرات خون بنام هيمو پوئيزيس يا خونسازى ياد ميشود • در جنين • در کيسۀ زرده، کبد، طحال، تيموس، عقدات لمفاوى و مغز سرخ استخوان اتفاق مى افتد • در بالغان • تنها در مغز استخوان هاى هموار مانند استخوان سينه، اضلاع، جمجمه، حوصله و نهايت استخوان هاى طولانى اتفاق مى افتد • Most blood cells types need to be continually replaced • die within hours, days or weeks • process of blood cells formation is hematopoiesis or hemopoiesis • In the embryo • occurs in yolk sac, liver, spleen, thymus, lymph nodes & red bone marrow • In adult • occurs only in red marrow of flat bones like sternum, ribs, skull & pelvis and ends of long bones

    18. Hematopoiesis

    19. خون سازى

    20. Stages of Blood Cell Formation • Pluripotent stem cells • .1% of red marrow cells • replenish themselves as they differentiate into either myeloid or lymphoid stem cells • Myeloid stem cell line of development continues: • progenitor cells(colony-forming units) no longer can divide and are specialized to form specific cell types • example: CFU-E develops eventually into only red blood cells • next generation is blast cells • have recognizable histological characteristics • develop within several divisions into mature cell types • Lymphoid stem cell line of development • pre-B cells & prothymocytes finish their develop into B & T lymphocytes in the lymphatic tissue after leaving the red marrow

    21. مراحل تشکيل حجرات خون • حجرات ساقه اى پلورى پوتينت • ١٪ حجرات مغز سرخ • هنگام افتراق به حجرات ساقه اى يا بنيادى ميلوئيد و يا لمفوئيد ذخيرۀ خود را تازه ميکنند. • خط انکشاف حجرات ساقه اى ميلوئيد ادامه مى يابد • حجرات مؤلد (واحد هاى ساختن کانونى) بيشتر از آن تقسيم نشده و در ساختن انواع خاص حجرات تخصص پيدا ميکنند • مثال: سى ايف يو – اى (CFU-E ) يا واحد هاى کالونى ساختن- ايريتروسيت در نهايت تنها به حجرات سرخ خون انکشاف ميکنند • نسل آينده در حجرات بلاست • داراى مشخصات قابل شناخت هيستولوژيک ميباشد • در چندين قسمت به انواع حجرات بالغ انکشاف ميکند • خط انکشاف حجرات ساقه اى ميلوئيد • حجرات قبل از بلاست (pre-B cells ) و حجرات قبل از کرويات سرخ ، بعد از ترک مغز سرخ ، در انساج لمفاتيک انکشاف خود به حجرات لمفوسيت بى و تى را ختم ميکنند

    22. Hemopoietic Growth Factorsعوامل رشد خونسازى • تمايز و گسترش را تنظيم ميکند • اريتروپوئيتين (EPO) • در کليه (گرده) ها توليد شده پيشگامان کرويات سرخ خون را زياد ميسازد • ترومبوپوئيتين (TPO) • هورمون کبد ساختن صفحات دموى را تحريک ميکند • سايتوکيناز ها هورمون هاى محلى مغز استخوان ميباشند • توسط بعضى از حجرات مغز استخوان توليد شده گسترش حجرات ديگر مغز استخوان را تحريک ميکند • فکتور يا عامل تحريک کنندۀ کالونى (CSF) و انترليوکين، ساختن حجرات سفيد خون را تحريک ميکند • Regulate differentiation & proliferation • Erythropoietin (EPO) • produced by the kidneys increase RBC precursors • Thrombopoietin (TPO) • hormone from liver stimulates platelet formation • Cytokines are local hormones of bone marrow • produced by some marrow cells to stimulate proliferation in other marrow cells • colony-stimulating factor (CSF) & interleukin stimulate WBC production

    23. Medical Uses of Growth Factorsموارد استعمال طبى فکتور هاى رشد • Available through recombinant DNA technology • recombinant erythropoietin (EPO) very effective in treating decreased RBC production of end-stage kidney disease • other products given to stimulate WBC formation in cancer patients receiving chemotherapy which kills bone marrow • granulocyte-macrophage colony-stimulating factor • granulocyte colony stimulating factor • thrombopoietin helps prevent platelet depletion during chemotherapy • ازطريق تخنيک ترکيب دوبارۀ دى اين اى (DNA) دستياب است • ترکيب دوبارۀ ايريتروپوئيتين (EPO) در تداوى توليد کم کرويات سفيد خون که در آخرين مرحلۀ امراض کليه ها بوجود مى آيد، خيلى مؤثر ميباشد • محصولات ديگرى که براى تحريک ساختن کرويات سفيد خون به آنعده از مريضان سرطان که کيموتراپى ميگيرند (با مواد کيمياوى تداوى ميشوند) و به اثر آن مغز استخوان شان ميميرد، داده ميشود • فکتور تحريک کنندۀ کالونى مکروفاژ هاى دانه دار • فکتور تحريک کنندۀ کالونى گرانيولوسيت ها (حجرات دانه دار) • ترومبوپوئيتين در دوران کيموتيراپى در جلوگيرى ازتقليل صفحات دموى کمک ميکند

    24. 5. Red Blood Cells or Erythrocytes • Contain oxygen-carrying protein hemoglobin that gives blood its red color • 1/3 of cell’s weight is hemoglobin • Biconcave disk 8 microns in diameter: • increased surface area/volume ratio • flexible shape for narrow passages • no nucleus or other organelles • no cell division or mitochondrial ATP formation • Normal RBC count • male 5.4 million/drop ---- female 4.8 million/drop • new RBCs enter circulation at 2 million/second

    25. ٥. حجرات سرخ خون يا ايريتروسيت ها • داراى هيموگلوبين، پروتين انتقال دهندۀ اکسيجن، ميباشند، که به خون رنگ سرخ را ميدهد • ١/٣ وزن حجره را هيموگلوبين تشکيل ميدهد • ديسک مقعرالطرفين به قطر ٨ مايکرون: • سطح زياد به تناسب حجم • شکل انعطاف پذير براى گذشتن از مجراهاى تنگ • بدون هسته و يا اندامک هاى ديگر • تقسيم نشدن حجره يا ساختن اى تى پى (ATP) در ميتوکاندريا • تعداد نورمال کرويات سفيد خون • مردها ٥.٤ مليون در يک قطره --- خانم ها ­٤ تا ٨­­ مليون در يک قطره • دومليون کرويات سفيد خون در هر ثانيه داخل جريان خون ميشوند

    26. Hemoglobin • Globin protein consisting of 4 polypeptide chains • One heme pigment attached to each polypeptide chain • each heme contains an iron ion (Fe+2) that can combine reversibly with one oxygen molecule

    27. هيموگلوبين • پروتين گلوبين شامل ٤ زنجير پولى پيپتيد • يک رنگ (صباغ) هيم (خون) به هر زنجير پولى پيپتيد وصل شده است • هر هيم حاوى يک ايون آهن (Fe+2) ميباشد که ميتواند بصورت برگشت ­پذير با يک ماليکول آکسيجن يکجا شود

    28. Transport of O2, CO2 and Nitric Oxideانتقال اکسيجن، کاربن داى اکسايد و نايتريک اکسايد • هر ماليکول هيموگلوبين ميتواند ٤ ماليکول اکسيجن را از ريه ها به حجرات انساج نقل کند • هيموگلوبين ٢٣٪ تمام کاربن داى اکسايد فضله را براى آزاد شدن از حجرات انساج به ريه ها انتقال ميدهد • با امينو اسيد در قسمت گلوبين، هيموگلوبين يکجا ميشود • هيموگلوبين نايتريک اکسايد و سوپرنايتريک اکسايد را انتقال ميدهد تا در تنظيم فشار خون کمک کند • ايون هاى آهن نايتريک اکسيد (NO) و سوپرنايتريک اکسايد (SNO) را برداشته و از ريه ها، و تا به ريه ها انتقال ميدهد • نايتريک اکسايد که باعث انقباض رگ ها ميشود، در ريه ها آزاد ميشود • سوپرنايتريک اسيد که باعث اتساع رگ ها ميشود، از ريه ها برداشته ميشوند • Each hemoglobin molecule can carry 4 oxygen molecules from lungs to tissue cells • Hemoglobin transports 23% of total CO2 waste from tissue cells to lungs for release • combines with amino acids in globin portion of Hb • Hemoglobin transports nitric oxide & super nitric oxide helping to regulate BP • iron ions pick up nitric oxide (NO) & super nitric oxide (SNO)& transport it to & from the lungs • NO causing vasoconstriction is released in the lungs • SNO causing vasodilation is picked up in the lungs

    29. RBC Life Cycleدوران زندگى کرويات سرخ خون • کرويات سرخ خون تنها ١٢٠ روز زنده ميمانند: • وقتى کهنه و فرسوده شوند، قابليت خم شدن و گذشتن از عروق شعريه (موى رگ ها) را از دست ميدهند • به اثر فقدان اندامک ها امکان ترميم شان موجود نيست • حجرات کهنه شده توسط مکروفاژ هاى ثابت طحال (تلى) و کبد برداشته ميشوند • محصولات تخريب شده باز مورد استفاده قرار ميگيرند • RBCs live only 120 days: • wear out from bending to fit through capillaries • no repair possible due to lack of organelles • Worn out cells removed by fixed macrophages in spleen & liver • Breakdown products are recycled

    30. Recycling of Hemoglobin Components • In macrophages of liver or spleen • globin portion broken down into amino acids & recycled • heme portion split into iron (Fe+3) and biliverdin (green pigment)

    31. استفادۀ مجدد از اجزاى هيموگلوبين • در مکروفاژ هاى کبد و طحال • قسمت گلوبين به امينواسيد ها تجزيه شده و مورد استفادۀ مجدد قرار ميگيرد • قسمت هيم به آهن (Fe+3) و بيلى وردين (رنگ سبز) جدا ميشود

    32. Fate of Components of Hemeسرنوشت اجزاى هيم • آهن (Fe+3): • وصل شده به پروتين ترانسفيرين، در خون انتقال مى يابد • در کبد، عضلات و طحال ذخيره ميشود • به پروتين فييرين يا هيموسيدرين وصل ميباشد • در مغز استخوان براى ساختن هيموگلوبين مورد استفاده قرار ميگيرد • بيلى ويردين (سبز) به بيلى روبين (زرد) تبديل ميشود • بيلى روبين توسط کبد در صفرا ترشح ميشود • به يوروبلينوجن تبديل شده بعداً در امعاى کلان توسط بکتريا به ستيرکوبيلين (رنگ خرمايي مواد غايطه) تبديل ميشود • اگر از امعا دوباره به خون جذب شود، به رنگ زرد يوروبيلين تبديل شده و در ادرار خارج ميشود • Iron(Fe+3) : • transported in blood attached to transferrin protein • stored in liver, muscle or spleen • attached to ferritin or hemosiderin protein • in bone marrow being used for hemoglobin synthesis • Biliverdin (green) converted to bilirubin (yellow) • bilirubin secreted by liver into bile • converted to urobilinogen then stercobilin (brown pigment in feces) by bacteria of large intestine • if reabsorbed from intestines into blood is converted to a yellow pigment, urobilin and excreted in urine

    33. Erythropoiesis: Production of RBCsتوليد کرويات سرخ خون: ايريتروپوئيزيس • Proerythroblast starts to produce hemoglobin • Many steps later, nucleus is ejected & a reticulocyte is formed • orange in color with traces of visible rough ER • Reticulocytes escape from bone marrow into the blood • In 1-2 days, they eject the remaining organelles to become a mature RBC • پروايريتروبلاست (Proerythroblast) به ساختن هيموگلوبين شروع ميکند • بعد از چند مرحله، هسته پرتاب شده و ريتوکولوسيت ساخته ميشود • به رنگ نارنجى و نشانه هاى قابل ملاحظۀ ايريتروسيت درشت (خشن) • ريتيکولوسيت ها از مغز استخوان به جريان خون فرار ميکنند • در ١-٢ روز آنها اندامک هاى باقيمانده را انداخته و به کرويات بالغ سرخ خون تبديل ميشوند

    34. Feedback Control of RBC Production • Tissue hypoxia (cells not getting enough O2) • high altitude since air has less O2 • anemia • RBC production falls below RBC destruction • circulatory problems • Kidney response to hypoxia • release erythropoietin • speeds up development of proerythroblasts into reticulocytes

    35. عکس العمل کنترول توليد کرويات سرخ خون • هايپوکسيا (کاهش اکسيجن) انساج (حجرات اکسيجن کافى نمى گيرند) • ارتفاع بلند، چون هوا اکسيجن کمتر دارد • کم خونى • توليد کرويات سرخ خون از تخريب کرويات سرخ خون کمتر ميباشد • مشکلات دوران خون • کليه ها در مقابل کمبود اکسيجن جواب ميدهند • ايريتروپوئيتين را آزاد ميکند • سرعت انکشاف پروايريتروبلاست ها را به ريتيکولوسيت ها بيشترميسازد

    36. Normal Reticulocyte Countتعداد نورمال ريتيکولوسيت ها • Should be .5 to 1.5% of the circulating RBC’s • Low count in an anemic person might indicate bone marrow problem • leukemia, nutritional deficiency or failure of red bone marrow to respond to erythropoietin stimulation • High count might indicate recent blood loss or successful iron therapy • بايد ٠.٥ تا ١.٥ ٪ کرويات سرخ داخل جريان خون باشد • تعداد کم در يک شخص دچار کمخونى شايد علامت مشکل مغز استخوان باشد • ليوکيميا يا لوسيمى (سرطان خون)، فقدان غذايى، يا ناکامى مغز سرخ استخوان در جواب دادن به تحريک ايريتروپوئيتين • تعداد زياد شايد نشانۀ ازدست دادن خون درين اواخر و يا تداوى مؤفق با آهن باشد

    37. 6. WBC Anatomy and Types٦. اناتومى و انواع کرويات سفيد خون • All WBCs (leukocytes) have a nucleus and no hemoglobin • Granular or agranular classification based on presence of cytoplasmic granules made visible by staining • granulocytes are neutrophils, eosinophils or basophils • agranulocytes are monocyes or lymphocytes • تمام کرويات سفيد خون (ليوکوسيت ها) داراى هسته بوده و هيموگلوبين نميداشته باشند • گرانيولوسيت (دانه دار) يا اگرانيولوسيت (بدون داشتن دانه) تصنيف بندى به اساس موجوديت دانه هاى سيتوپلازميک که بعد از رنگ آميزى ديده شده ميتوانند • نيوتروفيل ها، ايوزينوفيل ها يا بزوفيل ها، گرانيولوست (دانه دار) ميباشند • مونوسيت ها يا لمفوسيت ها بدون داشتن دانه (اگرانوسيت ها) ميباشند

    38. Neutrophils (Granulocyte)نيوتروفيل ها (گرانيولوسيت) • ليوکوسيت هاى (کرويات سفيد) پولى مورفو نوکلير (داراى هسته هاى متعدد به اشکال مختلف) • هسته = ٢ تا ٥ لوب که توسط رشته هاى نازک با هم وصل شده اند • حجرات کهنه تر داراى لوب هاى بيشتر ميباشند • حجرات جوان بنام حجرات باند (دسته) ياد ميشوند، زيرا هستۀ آن شکل نعل اسب (باند) را دارد • زيبا، رنگ بنفش خيره، دانه هاى عملاً غير مرئى • قطر آن ١٠ – ١٢ مايکرون ميباشد • ٦٠ – ٧٠٪ کرويات سفيد جريان خون • Polymorphonuclear Leukocytes or Polys • Nuclei = 2 to 5 lobes connected by thin strands • older cells have more lobes • young cells called band cells because of horseshoe shaped nucleus (band) • Fine, pale lilac practically invisible granules • Diameter is 10-12 microns • 60 to 70% of circulating WBCs

    39. Eosinophils (Granulocyte)ايوزينوفيل (گرانيولوسيت) • هسته با ٢ يا ٣ لوب که توسط يک رشتۀ نازک باهم وصل شده • دانه هاى کلان يکنواخت که توسط رنگ اسيدى، رنگ نارنجى سرخ را ميگيرند • هسته پنهان نيست • قطر آن ١٠ تا ١٢ مايکرون است • ٢ تا ٤٪ از کرويات سفيد در دوران خون • Nucleus with 2 or 3 lobes connected by a thin strand • Large, uniform-sized granules stain orange-red with acidic dyes • do not obscure the nucleus • Diameter is 10 to 12 microns • 2 to 4% of circulating WBCs

    40. Basophils (Granulocyte)بزوفيل (گرانوفيل) • Large, dark purple, variable-sized granules stain with basic dyes • obscure the nucleus • Irregular, s-shaped, bilobed nuclei • Diameter is 8 to 10 microns • Less than 1% of circulating WBCs • دانه هاى بزرگ، با اندازه هاى متغير که با رنگ هاى ابتدايى به رنگ گلابى تيره ديده ميشوند • هسته را پنهان ميکند • هستۀ داراى دو لوب نامنظم به شکل ايس (s) • قطر ٨ تا ١٠ مايکرون • کمتر از ١٪ حجرات سفيد دوران خون

    41. Lymphocyte (Agranulocyte)لمفوسيت (بدون دانه) • هستۀ تيره بشکل بيضوى تا گرد • سايتوپلازم آن به رنگ آبى آسمانى • مقدار متفاوت • حجرات کوچک داراى ٦-٩ مايکرون قطر • حجرات بزرگ داراى ١٠ – ١٤ ميکرون قطر • تعداد شان در دوران امراض ويروسى زياد ميشود • ٢٠ تا ٢٥٪ حجرات سفيد در دوران خون • Dark, oval to round nucleus • Cytoplasm sky blue in color • amount varies from rim of blue to normal amount • Small cells 6 - 9 microns in diameter • Large cells 10 - 14 microns in diameter • increase in number during viral infections • 20 to 25% of circulating WBCs

    42. Monocyte (Agranulocyte)مونوسيت (بدون دانه) • هستۀ آن به شکل کليه يا نعل اسب ميباشد • بزرگترين حجرۀ سفيد در جريان خون • قبل از هجرت به انساج، مدت زيادى در خون باقى نمى ماند • از مکروفاژ متفاوت است • گروپ هاى ثابت آن در انساج مخصوص يافت ميشوند • مکروفاژ هاى الويولر در ريه (شش) ها • گروپ هاى سرگردان در محل انتان جمع ميشوند • قطر ١٢ – ٢٠ مايکرون • سايتوپلازم به رنگ آبى خاکسترى رنگ کف آلود ميباشد • ٣ تا ٨٪ حجرات سفيد در جريان خون • Nucleus is kidney or horse-shoe shaped • Largest WBC in circulating blood • does not remain in blood long before migrating to the tissues • differentiate into macrophages • fixed group found in specific tissues • alveolar macrophages in lungs • kupffer cells in liver • wandering group gathers at sites of infection • Diameter is 12 - 20 microns • Cytoplasm is a foamy blue-gray • 3 to 8% o circulating WBCs

    43. WBC Physiologyفزيولوژى کرويات سفيد خون • به تعداد کمتر از حجرات سفيد خون • ٥٠٠٠ تا ١٠٠٠٠ حجره در هر قطرۀ خون • يک حجرۀ سفيد خون براى هر ٧٠٠ حجرۀ سرخ خون • ليوکوسيتوز عبارت از تعداد بلند کرويات سفيد خون ميباشد • مکروب ها، ورزش شديد، بيهوشى يا عمليات جراحى • ليوکوپينى عبارت از تعداد کم کرويات سفيد خون ميباشد • معروض شدن به شعاع، شوک يا کيوموتراپى (تداوى کيمياوى سرطان) • در يک وقت تنها ٢٪ تمام کرويات سفيد در جريان خون ميباشند • باقيمانده در مايعات لمفاوى، جلد، ريه ها، غدوات لمفاوى و طحال ميباشند • Less numerous than RBCs • 5000 to 10,000 cells per drop of blood • 1 WBC for every 700 RBC • Leukocytosis is a high white blood cell count • microbes, strenuous exercise, anesthesia or surgery • Leukopenia is low white blood cell count • radiation, shock or chemotherapy • Only 2% of total WBC population is in circulating blood at any given time • rest is in lymphatic fluid, skin, lungs, lymph nodes & spleen

    44. Emigration & Phagocytosis in WBCs • WBCs roll along endothelium, stick to it & squeeze between cells. • adhesion molecules (selectins) help WBCs stick to endothelium • displayed near site of injury • molecules (integrins) found on neutrophils assist in movement through wall • Neutrophils & macrophages phagocytize bacteria & debris • chemotaxis of both kinins from injury site & toxins

    45. مهاجرت و بلعيدن اجسام بيگانه (فگوسيتوزيس) در کرويات سفيد خون • کرويات سفيد خون به امتداد اندوتيليم (غشاى داخلى رگ هاى خون) لول خورده ، به آن چسپيده و بين حجرات بزور جا ميگيرند • ماليکول هاى چسپنده (سلکتين) به کرويات سفيد کمک ميکند تا به اندوتيليم بچسپند • در نزديکى محل جرحه ظاهر ميشوند • ماليکول هاى انتگرين که در نيوتروفيل يافت ميشونددر حرکت از بين ديوار کمک ميکنند • نيوتروفيل ها و مکروفاژ ها بکتريا و باقيمانده ها را مى بلعند • کيموتاکسيس (حرکت يک موجود زنده تحت تأثير تحريکات کيمياوى) هردو کينين از محل جرحه يا سميات

    46. Neutrophil Functionوظايف نيوتروفيل • سريع ترين پاسخ همۀ کرويات سفيد بمقابل بکتريا • عمل مستقيم بمقابل بکتريا • لايزوزيم (lysozyme) را آزاد ميکند، که بکتريا را هضم /ازبين ميبرد، • پروتين هاى ديفينسين را آزاد ميکند، که مثل انتى بيوتيک عمل نموده و با ساختن سوراخ در ديوارحجرات بکتريا، آنها را از بين ميبرد • اکسيدانت هاى قوى (مواد کيمياوى قوى شبيه به بليچ ) که بکتريا را از بين ميبرد • Fastest response of all WBC to bacteria • Direct actions against bacteria • release lysozymes which destroy/digest bacteria • release defensin proteins that act like antibiotics & poke holes in bacterial cell walls destroying them • release strong oxidants (bleach-like, strong chemicals ) that destroy bacteria

    47. Monocyte Functionوظايف مونوسيت • رسيدن آن به محل انتان طول ميکشد، اما به تعداد زياد به آنجا ميرسند • پس از آنکه موى رگ ها را ترک کنند، به مکروفاژ هاى سرگردان تبديل ميگردند • مکروب ها را از بين برده و بعد از انتانات، انساج مرده را پاک ميکنند • Take longer to get to site of infection, but arrive in larger numbers • Become wandering macrophages, once they leave the capillaries • Destroy microbes and clean up dead tissue following an infection

    48. Basophil Functionوظايف بزوفيل • در عکس العمل هاى التهابى و حساسيت دخيل اند • موى رگ ها را ترک گفته و بحيث حجرات مست (mast cells) وارد انساج ارتباطى ميگردند • هيپرين، هستامين و سيروتونين را آزاد ميکنند • تشديد پاسخ التهابى و مسئول حساسيت زياد (عکس العمل الرژيک) • Involved in inflammatory and allergy reactions • Leave capillaries & enter connective tissue as mast cells • Release heparin, histamine & serotonin • heighten the inflammatory response and account for hypersensitivity (allergic) reaction

    49. Eosinophil Functionوظايف ايوزينوفيل • موى رگ ها را ترک گفته داخل مايعات انساج ميشود • هيستاميناز را آزاد ساخته، التهاب ناشى از بزوفيل را کم ميسازد • کرم هاى پرازيتى را مورد حمله قرار ميدهد • مجتمع هاى انتى بادى – انتيجن را مى بلعند • Leave capillaries to enter tissue fluid • Release histaminase and slows down inflammation caused by basophils • Attack parasitic worms • Phagocytize antibody-antigen complexes

    50. Lymphocyte Functionsوظايف لمفوسيت • حجرات بى: • بکتريا ها و سم هاى شانرا از بين ميبرد • به حجرات پلازما تبديل شده و انتى بادى توليد ميکنند • حجرات تى: • ويروس ها، فنگس ها، اعضاى پيوند شده، حجرات سرطانى و بعضى از بکتريا ها را مورد حمله قرار ميدهند • حجرات کشندۀ طبيعى: • مکروب هاى مختلف زياد و بعضى از حجرات تومورى را مورد حمله قرار ميدهد • حمله آوران خارجى را مورد حملۀ مستقيم قرار داده از بين ميبرد • B cells: • destroy bacteria and their toxins • turn into plasma cells that produces antibodies • T cells: • attack viruses, fungi, transplanted organs, cancer cells & some bacteria • Natural killer cells: • attack many different microbes & some tumor cells • destroy foreign invaders by direct attack