1 / 11

شبه جسمي اختلالات (Somatoform Disorders)

شبه جسمي اختلالات (Somatoform Disorders). گروهي از اختلالات هستندكه با علائم جسمي مثل ) درد - تهوع ) كه توضيح طبي كافي براي آنها نمي توان يافت و علائم و شكايات جسمي به حدي است كه اختلال در عملكرد شخص ايجاد مي كند. انواع : 1- اختلال جسماني كردن ( Somatization disorder )

eugenia
Download Presentation

شبه جسمي اختلالات (Somatoform Disorders)

An Image/Link below is provided (as is) to download presentation Download Policy: Content on the Website is provided to you AS IS for your information and personal use and may not be sold / licensed / shared on other websites without getting consent from its author. Content is provided to you AS IS for your information and personal use only. Download presentation by click this link. While downloading, if for some reason you are not able to download a presentation, the publisher may have deleted the file from their server. During download, if you can't get a presentation, the file might be deleted by the publisher.

E N D

Presentation Transcript


  1. شبه جسمياختلالات(Somatoform Disorders) گروهيازاختلالاتهستندكهباعلائمجسميمثل ) درد- تهوع) كه توضيح طبي كافي براي آنها نمي توان يافت و علائم و شكايات جسمي به حدي است كه اختلال در عملكرد شخص ايجاد مي كند. انواع: 1- اختلال جسماني كردن ( Somatization disorder) 2- اختلال تبديلي ( Conversion disorder) 3- خود بيار انگاري ( Hypochondriasis) 4- اختلال بدريختي بدن ( body dysmorphic disorder) 5- اختلال درد ( Pain disorder) 6- اختلال جسمي نامتمايز ( Undiffrentiated somatoform disorder) 7- اختلالات شبه جسمي NOS

  2. Somatization disorder • اختلالي است مزمن با شروع قبل از 30 سالگي • شيوع: ميزان شيوع در طول عمر در خانم ها 0.2درصد تا 2 درصد ودر آقايان 20 درصد است. • در خانمها 5 تا 20 برابر شايعتر است. • اتيولوژي: نامشخص است بعنوان نوعي ارتباط اجتماعي كه باعث اجتناب از تعهدات ( مثلا به كاري علاقه ندارد ) ابزار هيجانات (مثل خشم نسب به همه ) • عوامل زيست شناختي: معايب شناختي و توجهي دارند، حواس پرتي شديد، ناتواني در خو گرفتن به محركهاي تكراري، كاهش متابوليسم در لوب پيشاني و نيمكره مغلوب • در 10 تا 20 درصد بستگان درجه اول بيمار ديده ميشود و ميزان ابتلا همزمان در دوقلوهاي تك تخمكي 29 درصد و در دو تخمكي 10 درصد است .

  3. ملاكهاي DSMIVtrبراي اختلال جسماني سازي • الف: سابقه شكايت جسمي متعدد كه قبل از 30 سالگي شروع ميشود و چند سال ادامه مي يابدو باعث اختلال در عملكرد مي شود • ب: تمام معيارهاي زير را دارا مي باشد كه هر كدام در زماني از سير بيماري رخ مي دهد: 1- چهار علامت درد 2- دو علامت گوارشي 3- يك علامت جنسي 4- 1 علامت نورولوژيك كاذب • ج: علائم مربوط به يك بيماري جسمي يا اثريك ماده نمي باشد • د: علائم به شكل ارادي ايجاد نمي شود • ويژگيهاي باليني : سابقه چنين بيماراني پر حاشيه و مبهم است و دردها را به گونه اي اغراق آميز و پر تب و تاب بيان مي كنند، لباس پوشيدن آنها نمايشي است و تشنه تمجيد و محبت هستند. • سير و پيش آگاهي: اختلال مزمن است اغلب آنها دوره هاي تشديد علائم( 6 تا 9 ماه ) همراه با دوره هاي كم علامت ( 9 تا 12 ماهه ) دارند .

  4. اختلال تبديلي Converson disorder • اختلالي است مشخص با وجود يك يا دو علامت نورولوژيك ( مثل فلج، كوري ) كه با يك اختلال عصبي يا طبي شناخته شده قابل توجيه نيست و علائم روانشناختي با شروع يا تشديد علائم رابطه دارد. • شيوع: 3/1 جامعه علائم را در حدي كه از شدت كافي براي تشخيص اختلال تبديلي برخوردار نباشد زماني در طول عمر دارا هستند. ميزان بروز سالانه 22 درصد هزار مي باشد- 5 تا 15 درصد مشاوره هاي روانپزشكي را شامل مي شود- نسبت ابتلاي زن به مرد 2 به 1 است در جوامع روستايي، افراد بي سواد، افراد با بهره هوشي پايين، در گروههاي پايين اجتماعي و اقتصادي و افراد نظامي شايع است. • اتيولوژي : 1- علل روانكاري، 2- عوامل زيست شناختي به صورت كاهش متابوليسم نيمكره غالب و افزايش متابوليسم نيمكره مغلوب مغز و برانگيختگي قشري مفرط

  5. علائم باليني: • فلج، كوري و لالي شايعترين علائم هستند. • علائم حسي: بي حسي و پارستزي در اندام ها شايعتر است كه با مسير سيستم عصبي هماهنگي ندارند. • علائم حركتي: به صورت حركات غير عادي، اختلال در راه رفتن- ضعف عضلاني و فلج- تيك هاي كره اي و فرم و حركات پرتابي • Astasia abasia: يك نوع اختلال در راه رفتن در اين افراد است كه به صورت تلو تلو خوردن مستانه همراه با حركات پرتابي خشن در تنه و اندامها مي باشد. • علائم تشنجي: تشنج هاي كاذب از علائمي است كه تشخيص آنها از تشنج واقعي مشكل مي باشد و با توجه به اينكه 3/1 افرادي كه تشنج كاذب دارند. به طور همزمان تشنج واقعي نيز دارند تشخيص مشكل تر مي گردد. • نفع اوليه: كنار زدن تعارض دروني ناخودآگاه و تبديل آنها به علائم جسمي كه ارزش سمبوليك دارد.

  6. نفع ثانويه: مزايا و منافع آشكارا كه درنتيجه بيمار شدن به دست مي آيد. • Labell indiference : برخورد جسوانه و نامتناسب نسبت به علائم جدي كه در اختلال تبديلي ديده مي شود. • همانند سازيIdentification • سير و پيش آگهي: 90 تا 100 درصد بيماران ظرف چند روز بهبودي مي يابند در 75 درصد هرگز تكرار نمي شود- در 25 درصد علائم تازه به علت استرس ايجاد مي شود . • درمان: روان درماني حمايتي- بينش گرا- مشاوره خانواده.

  7. خودبيمارانگاري Hypochondriasis • اشتغال ذهني يا ترس از ابتلا به يك بيماري جدي بر اساس سوء تعبير علائم جسمي توسط شخص • بيشتر شكايت مربوط به علائم گوارشي و قلبي است. • با وجود اطمينان بخشي و آزمايشات منفي فقط براي مدت كوتاهي بيمار قانع مي شود. • حداقل بايد 6 ماه طول بكشد. • ميزان شيوع: 10 درصد كل بيماران طبي مبتلا به اين اختلال هستند. • ميزان شيوع در زن و مرد مساوي است و در تمام سطوح اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي به يك نسبت ديده مي شود.

  8. Body dysmorphic disorder • اشتغال ذهني با يك نقص خيالي در ظاهر و يا قسمتي از بدن • سن شايع بيماري 15 تا 30 سالگي است و در خانمها ي كه ازدواج نكرده اند شايعتر است. در يك مطالعه 90 درصد بيماران افسردگي و 30 درصد ساكيوز داشته اند • 3/1 بيماران خانه نشين مي شوند و 5/1 اقدام به خود كشي مي كنند. • اختلال درد Pain disorder )) • وجود درد در يك يا چند ناحيه تشريحي كه باعث اختلال در عملكرد اجتماعي، شغلي يا سطوح ديگر عملكرد مي گردد. و عوامل روانشناختي در شروع، شدت يا حفظ درد داراي نقش مهمي است. • در دهه چهارم و پنجم زندگي ديده مي شود- خانمها 2 برابر بيشتر مبتلا مي شوند.

  9. ( Factitious disorder)اختلال ساختگي • بيمار عمدأ اختلال طبي و رواني ايجاد كرده و شرح حال و علائم عوضي به معاينه كننده ارائه مي دهد و تنها هدف آشكار كردن اين رفتار قبول نقش بيمار است. • ميزان شيوع نامعلوم است در مردها وكاركنان بيمارستان بالاتر است،در يك مطالعه 9% پذيرفته شدگان بيمارستانها و 3%تب ها دچار اين بيماري بوده اند. • اغلب اين افراد دچار دچار محروميت دوران كودكي بوده اند و معمولاً مادري طرد كننده داشته و پدري داشته اند كه در خانه نبوده است. • اكثر اين افراد دچار شخصيت ماژوخيستي بوده و معمولاً دچارas if personalityمي باشند. • Gridiron abdomen: به اسكارهاي متعدد در شكم افراد مبتلا گفته مي شود كه به علت اعمال متعدد جراحي ايجاد شده است.

  10. :Factitious disorder byproxy نوعي از اختلال ساختگي است كه بيمار علائم و نشانه هاي بيماري را عمداً براي فرد ديگري ارائه مي دهد مثلاً مادري كه عمداً نشانه هاي عفونت ادراري را براي فرزندش ايجاد مي كند و به پزشك اطفال عوضي در مورد فرزندش ارائه داده تا فرزند خود را بيمار جلوه دهد . .

  11. (Dissociative disorders) اختلالات تجزيه اي : • در حلت عادي هر كسي احساس پيوسته اي از يك انسان واحد و يا شخصيت خاص دارد از دست دادن اين حالت پيوسته هوشياري باعث اين اختلالات ميشود انواع : 1-Dissociative Amnesiaشايعترين نوع اختلالات تجزيه اي 2- Dissociative Fugue 3- Dissociative Identity disorderبدخيم ترين نوع 4-Depersonalization 5- Dissociative disorder NOS

More Related