مادسیج یعنی دهکده  علم و دانش ایران!!
Download
1 / 42

مادسیج ، شبکه آموزشی پژوهشی دانشجویان ایران - PowerPoint PPT Presentation


  • 63 Views
  • Uploaded on

مادسیج یعنی دهکده علم و دانش ایران!!. مادسیج ، شبکه آموزشی پژوهشی دانشجویان ایران. Mad sg .com. ولايت فقيه. ggrd. مقدمه.

loader
I am the owner, or an agent authorized to act on behalf of the owner, of the copyrighted work described.
capcha
Download Presentation

PowerPoint Slideshow about ' مادسیج ، شبکه آموزشی پژوهشی دانشجویان ایران' - pascal


An Image/Link below is provided (as is) to download presentation

Download Policy: Content on the Website is provided to you AS IS for your information and personal use and may not be sold / licensed / shared on other websites without getting consent from its author.While downloading, if for some reason you are not able to download a presentation, the publisher may have deleted the file from their server.


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - E N D - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
Presentation Transcript

مادسیج یعنی دهکده علم و دانش ایران!!

مادسیج، شبکه آموزشی پژوهشی دانشجویان ایران

Madsg.com


ولايت فقيه ایران!!



مقدمه ایران!!

  • طرح نوآورانه مسأله ولایت فقیه از ابتکارات ارزشمند امام خمینی(ره) بود ایشان اولین فقیهی است که علاوه بر طرح و بررسی مسأله ولایت فقیه در مرحله تئوری، موفق به عینیّت بخشیدن آن در جامعه شد. و در هر دو مرحله ابتکارات فراوانی در این مسأله از خود نشان داد .امام خمینی(قدس سره) در اصل طرح مسأله، شیوه استدلال شرح احادیث مربوط به ولایت فقیه، اختیارات ولی فقیه، حل مشکل تزاحم ولایت دو فقیه، سازگاری ولایت فقیه یا جمهوریت و آزادی های فردی و اجتماعی، کارآیی ولایت فقیه در جهان معاصر و... ابتکارات ارزشمندی دارد.


تعريف ولايت فقيه ایران!!

ولایت در زبان عربی از ماده یِ(ولی)گرفته شده که این ماده به اعتراف لغت شناسان بزگ عرب،یگانه و دارای معهنی واحدی است.معنای ولی نزدیکی وقرب می باشد.

د ر عربی سه معنای: 1دوست

2.دوست دار

3.یاور

وبرای لفظ ولایت دو معنای: 1.سلطنت و چیرگی

2.رهبری و حکومت

در زبان فارسی برای لفظ (ولی) معانی متعددی از قبیل:دوست،یار،صاحب،حافظ،ان که از جانب کسی در کاری تولیت دارد.برای ولایت ،معانی:حکومت کردن بیان شده است.

لفظ ولایت در مورد فقیه به معنای حکومت و زمامداری امور جامعه است.


تاريخچه ایران!!

شیخ مرتضی انصاری از نخستین فقیهانی‌ست که به بحث در مورد ولایت فقیه می‌پردازد. او این بحث را در کتاب مکاسب خود مطرح کرده و منصب فقیه جامع‌الشرایط را در سه منصب افتا، قضا و سیاست شرح می‌دهد. او ولایت فقیه در افتا و قضاوت را می‌پذیرد ولی در گسترش آن به حوزه امور سیاسی تردید جدی دارد. او معتقد است «استقلال فقیه در تصرف اموال و انفس، جز آن‌چه از اخبار وارده در شأن علما تخیل می‌شود، به عموم ثابت نشده‌است.» و «اقامه دلیل بر وجوب اطاعت فقیه همانند امام جز آن‌چه با دلیل خاص خارج می‌شود، خار در خرمن کوبیدن است»

  • در واقع ولایت محدود فقیه مدتهاست که در فقه شیعه پذیرفته شده و به آن عمل می‌شود. از هنگام خلق مقام مرجعیت در سده چهارم قمری. بر مبنای این نظریه مجتهدین حق قضاوت، صدور فتوی و اخذ وجوهات شرعی را دارند.

  • به طور کلی فقه سیاسی رهبران مشروطه در دو بنیاد متفاوت توسعه یافته‌است، نخست اندیشه گران مخالف ولایت سیاسی فقیهان ،که مرتضی انصاری به این دسته تعلق دارد و دوم اندیشه‌های مبتنی بر ولایت سیاسی فقیه که صاحب جواهر،احمد نراقی و کاشف‌الغطاء مهمترین نمایندگان آن هستند.


ولايت فقيه در قانون اساسي ایران!!

  • در حکومت اسلامي ، هرکسي نمي تواند عهده دار رهبري و حکومت بر جامعه شود ، بلکه بايد از ويژگي ها و شرايط خاصي برخوردار باشد .در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با الهام از فرامين حيات بخش اسلام صفات و شرايط ولي فقيه به شرح زير تعين شده است (اصل 109) .

  • صلاحيت علمي، عدالت و تقوا، بينش سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت،‌ مديريت و قدرت كافي براي رهبري‌ ،


صلاحيت علمي ایران!!

  • يعني توانائي استنباط احکام الهي از منابع و ادله شرعي را داشته باشد ، به عبارتی داراي مقام فقاهت و اجتهاد باشد .


عدالت و تقوا ایران!!

  • رهبر بايد داراي ملکه اي نفساني باشد که او را از انجام معاصي بر حذر و به انجام تکليف ترغيب نمايد ، به گونه اي که بايد در همه حال بر هواي نفس خويش مسلط بوده و جز اطاعت فرمان خدا و تحصيل رضاي او به چيزي ديگر نينديشد .


ينش صحيح سياسي و اجتماعي ایران!!

  • لازمه بينش صحيح ،شناخت ملاک ها و ارزش هاي اسلامي و نيز اگاهي به زمان و شناخت روابط بين الملل و تغيير و تحول وضع جهان است تا بتواند مصلحت امت اسلامي را تشخيص داده و جامعه را به سوي سعادت و خوشبختي هدايت نمايد و از گرداب طوفان هاي حوادث نجات دهد .


تدبير ایران!!

  • رهبر بايد مدبر باشد . يعني عاقبت انديش و آينده نگر باشد و بتواند اوضاع جامعه اسلامي را به خوبي تحليل نموده و تصميم مقتضي را اتخاذ نمايد .


شجاعت ایران!!

  • رهبر بايد فردي شجاع و نترس بوده ، جز خدا از کسي هراس نداشته باشد . زيرا مسؤليت حفظ جان و مال و ناموس مردم بر عهده اوست و لازمه انجام اين وظيفه خطير برخورداري از شجاعت و قاطعيت است .


مديريت و قدرت کافي براي رهبري ایران!!

  • لازمه انجام هر مسؤليتي برخورداري از توانائي متناسب با آن مسؤليت است . رهبري جامعه اسلامي مهمترين و مشکل ترين مسؤليت اجتماعي است ، بر اين اساس هر کسي که عهده دار چنين مسؤليتي مي شود بايد مديريت و قدرت متناسب با آن را داشته باشد .  


  • خداوند ميفرمايد: ایران!!(لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً)؛نساء (4)، آيه 141.«خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نميدهد»

  • و (لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِکَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ)؛آل عمران (3)، آيه 28.«مؤمنان نبايد کافران را به جاي مؤمنان دوست و ولي خود بگيرند و هر کس چنين کند از لطف و ولايت خدا بي بهره است».


  • عدالت (در مقابل ظلم) ایران!!خداوند حکومت و ولايت ظالمان را نميپذيرد؛ پس حاکم و ولي بايد عادل باشد:

  • (وَ لا تَرْکَنُوا إِلَي الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ)؛هود (11)، آيه 113.«به ستم پيشگان گرايش نيابيد که آتش دوزخ به شما خواهد رسيد». اين رکون و گرايش در روايات به «دوستي و اطاعت» تفسير شده است.تفسير علي بن ابراهيم، ج 1، ص 338.همچنين خداوند در شرايط امامت به حضرت ابراهيم فرمود:

  • (لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ)؛بقره (2)، آيه 124.«عهد من به ستمکاران نميرسد».


  • فقاهت ایران!!حاکم اسلامي بايد عالم به احکام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا کند. در زمان پيامبر(ص) و امام معصوم(ع) اين علم از سوي خداوند به آنان داده شده است و در زمان غيبت امام معصوم(ع)، داناترين مردم به احکام؛ يعني، فقها حاملان اين علماند. قرآن درباره شرط علم ميفرمايد:

  •  (أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَي الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدي فَما لَکُمْ کَيْفَ تَحْکُمُونَ)؛يونس (10)، آيه 35.«آيا کسي که به راه حق هدايت ميکند، سزاوارتر است که از او پيروي شود يا کسي که راه نمييابد؛ مگر آنکه راه برده شود؛ شما را چه ميشود؟ چگونه داوري ميکنيد؟»


  • کفايت ایران!!توانايي و شايستگي اداره امور جامعه که از آن به مدير و مدبّر بودن نيز تعبير ميشود. حضرت يوسف فرمود:(قالَ اجْعَلْنِي عَلي خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ)؛«گفت: مرا بر خزاين اين سرزمين بگمار که من نگهباني امين و کاردانم». در داستان يوسف (12)، آيه 55.

  • حضرت موسي و دختر شعيب نيز آمده است:(...إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ )؛«بهترين کسي که ميتواني به [کارگيري او است که] تواناي درستکار است»قصص (28)، آيه 26.و ....

  • از مجموع اين آيات، ميتوان تصويري کلي از سيماي حاکم از ديدگاه قرآن به دست آورد. در منطق قرآن حکومت و زمامداري، تنها شايسته کساني است که از صلاحيتهاي علمي و اخلاقي و توانمنديهاي لازم برخودار باشند. به دست آوردن اين تصوير در زمان غيبت امام معصوم(ع) بر «ولايت فقيه» تطبيق ميکند. از طرف ديگر حکومت اسلامي حکومت قانون خداست:

  • (مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ)؛ مائده (5)، آيه 44.و آنبدون حاکميت دينشناس و متخصص مستعد در اجراي احکام الهي (فقيه عادل و جامع الشرايط) امکان پذير نيست.


ولايت فقيه در روايات معصومان ایران!!

« مَن کانَ مِنکُم مِمَّن قَد رَوَی حَدِیثَنا وَ نَظََََرَ فِی حَلالِنا وَ حَرامِنا وَ عَرَفَ أحکامَنا ، فَلیَرضَوا بِهِ حُکماً؛ فَإنی قَد جَعَلتُهُ عَلَیکُم حاکِماً.»۱ یعنی: هرکس از میان شما حدیث ما را روایت کرد و احکام ما را شناخت و در حلال و حرام ما نظر داشت، پس باید به حکم او راضی شوید؛ چرا که من او را حاکم بر شما قرار دادم.


  • « اللّهُمَّ ارحَم خُلَفائی... الَّذینَ یَأتونَ مِن بَعدی؛ یَروُونَ حَدیثی وَ سُنَّتی.»  یعنی: خداوندا! جانشینان مرا رحمت کن... کسانی که بعد از من می آیند؛ حدیث و سنت مرا روایت می کنند.


  • « فَأمَّا الحَوادِثُ الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»۳  یعنی: در حوادثی که پیش می آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید. چراکه آنها حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا هستم.


چرا ولایت فقیه؟ الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

  • ولایت فقیه مسأله­ای کلامی است یا فقهی؟

  • پيش‌فرض‌هاي بحث از ولايت فقيه

  • مفهوم‌شناسي ولايت فقيه

  • ادله عقلي اثبات ولايت فقيه

  • مشروعيت و مقبوليت ولايت فقيه

  • مشروعيت حکومت در اسلام و نقش مردم در آن

  • دليل عقلي بر مشروعيت الهي فقيه

  • مفهوم مطلقه بودن ولايت فقيه

  • ولايت مطلقه فقيه و قانون اساسي


پيش‌فرض‌هاي بحث از ولايت فقيه الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

  • 1. جهان‌بيني الهي که مبناي آن وجود خداي واحد حکيم، عادل، خالق و مالک مطلق جهان و هدف اصلي آن رسيدن انسان‌ها به معرفت الله و عبوديت مطلق است؛ در مقابل جهان‌بيني سکولار و مدرن که مبناي آن نفي وجود خدا و تجليات معنوي و هدف اساسي آن رسيدن به رفاه مادي و تأمين شهوات و خواسته‌هاي زميني است.

  • 2. ضرورت وجود حکومت براي نظارت و اجراي قوانين و براي جلوگيري از هرج و مرج؛ در مقابل مکتب آنارشيستي که معتقدند انسان‌ها خودشان بدون نياز به حکومت مي‌توانند زندگي خويش را بر اساس اصول اخلاقي حفظ کنند.

  • 3. اصل آزادي و اختيار انسان‌ها و در نتيجه مشروعيت ذاتي نداشتن هيچ فرد يا گروه خاصي، مگر به دليل موجه و معقول؛ در مقابل فلاسفه‌اي مانند نيچه که مشروعيت را به قدرت برتر مي‌داند؛ در مقابل نژادپرستان که مشروعيت را به نژاد برتر مي‌دهند و در مقابل سلطنت‌طلبان که مشروعيت را  ذاتي وارثان حاکم مي‌دانند و در مقابل حکومت‌هاي دموکراسي غربي که مشروعيت را ذاتي اکثريت انسان‌ها مي‌دانند؛ يعني احزاب و گروه‌ها.

  • 4.بر اساس مراتب مختلف توحيد، تنها منبع ذاتي مشروعيت خداوند متعال است که مالک حقيقي عالَم است. «لله ما في السموات و ما في الارض» (بقره/284). بنابراين هر حکومتي که منسوب به حاکميت الاهي و برگرفته‌شده از آن نباشد، شرک مي‌باشد.

  • 5.خداوند در مرتبه‌اي نازل‌تر، حق حاکميت خود را به رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داده و به حکومت وي مشروعيت بخشيده است.

  • 6.عدم جدايي دين از سياست؛ شريعت اسلام هم به جنبه‌هاي فردي و هم به جنبه‌هاي اجتماعي انسان‌ها پرداخته است. از آنجا که اسلام براي مردم نظرية حکومت ارايه کرده است، سياست ما نيز بايد برگفته‌شده از اسلام باشد؛ در مقابل مکتب سکولاريزم که دين و سياست را دو خط موازي مي‌داند که هيچ گاه با يکديگر تلاقي ندارند و ارتباطي نيز با هم ندارند.


دليل عقلي بر مشروعيت الهي فقيه الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

.1. حاکميت حقيقي از آن مالک حقيقي است؛

2. خداوند مالک حقيقي جهان بوده و همة انسان‌ها عبد و مملوک اويند؛

.    3.هيچ کس بدون اجازة حاکم حقيقي عالَم حقّ تصرف در جهان را ندارد. بنابراين حاکم براي اعمال حکومت بايد مأذون از طرف خداوند باشد؛

  • 4.  بر اساس ادلّة قطعيه، اين حق از طرف خداوند به پيامبر اسلام و امامان معصوم داده شده است؛

  • 5.  بر اساس ادلة اثبات ولايت فقيه، فقيه جامع‌الشرايط از جانب خداوند و امام معصوم براي حکومت منصوب شده‌اند.


مفهوم مطلقه بودن ولايت فقيه الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

  • بر اساس ادلّة ذکرشده، همة شئون و اختيارات معصوم را ولي فقيه نيز دارا است،‌ مگر شئون و اختياراتي که با دليل خاصّي استثنا شده باشد؛ همچنان‌که امام راحل فرمودند: «ولايت فقيه همان ولايت رسول‌الله(ص) است».

  • يکي از شبهات مربوط به ولايت فقيه، دربارة قيد «مطلقه» است و آن را با حکومت استبدادي برابر مي‌دانند؛ ولايت مطلقه فقيه يعني ديکتاتوري؛ يعني فقيه حاکم هر کاري که دلش خواست،‌مي‌تواند انجام دهد؛ هر کسي را عزل و نصب کند. پس تفاوتي بين حکومت ولايي و فاشيستي نيست. در مقابل حکومت ليبرالي که مبتني بر خواست مردم است.

  • پاسخ: اولاً: تقسيم حکومت‌ها به ليبرال و فاشيست‌ها، تقسيم صحيحي نيست؛ قسم سومي نيز وجود دارد به نام حکومت الهي که بر اساس خواست خداوند متعال و تابع احکام و قوانين الهي است. نظام ولايت فقيه از همين قسم سوم است. بنابراين فقيه ملزم است در چارچوب احکام اسلامي عمل کند، نه بر اساس هوا و هوس و اميال شخصي خويش.

  •  ثانياً: تعبير ولايت مطلقة فقيه در مقابل ولايت محدودي است که فقها در طمان طاغوت داشتند. در زمان طاغوت - زمان عدم بسط يد فقيه- مردم، بخاطر محدوديت‌هايي که نظام حاکم ايجاد کرده بود، تنها در برخي مسائل اجتماعي و به صورت پنهاني به فقها مراجعه مي‌کردند؛ مثلاً در مورد ازدواج، طلاق، وقف و برخي اختلافات حقوقي. ولي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و فراهم‌شدن زمينة حاکميت تامّ، فقيه مي‌توانست از مطلق اختياراتي که به اذن خداوند و در امور مشروع استفاده کند، بدون محدوديت‌هاي زمان طاغوت.


ولايت مطلقه فقيه و قانون اساسي الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

  • اولاً تعبير مطلقه در خود قانون اساسي آمده است.

  • ثانياً اعتبار قانون اساسي و مشروعيت آن به امضاي وليّ فقيه است.

  • ثالثاً وظايف ولي فقيه که در قانون اساسي آمده در شرايط عادي است؛ وگرنه در شرايط خاصّ و برهاني، وليّ فقيه مي تواند تصميم‌هايي بگيرد، حتّي اگر در قانون اساسي صراحتاً به آن اشاره نشده باشد. مثلاً حضرت امام(ره) مواردي که در قانون اساسي نبود را تأسيس نمودند؛ مانند دستور تشکيل مجمع تشخيص مصلحت، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دادگاه ويژة روحانيت


ولایت فقیه مسأله الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»ای کلامی است یا فقهی؟

  • علم كلام، علمي است كه دربارة خداي سبحان و اسماء و صفات و افعال او سخن مي‎گويد‌ و علمفقه علمي است كه دربارة وظايف و بايدها و نبايدهاي افعال مكلفين بحث مي‎كند؛ از اين رو هر مسأله‎اي كه در آن پيرامون فعل الله بحث شود مسأله‎اي كلامي است و هر مسأله‎اي كه در آن دربارة فعل مكلف اعم از افعال فردي يا افعال اجتماعي نظر داده شود مسأله‎اي فقهي است.

  • مسأله ولايت فقيه از اين نظر كه دنبالة بحث امامت است يك مسأله كلامي و از فروعات مربوط به مباحث اصول دين است، اما از اين نظر كه آيا رعايت حكم ولي فقيه بر مردم واجب است يا اينكه وظايف ولي فقيه چيست؟ حدود و اختياراتش تا چه اندازه است؟ و مسائلي از اين قبيل، از مسائل فقهي به شمار مي‎رود؛ به همين دليل فقها در كتاب‌ها و مباحث فقهي خود آن را مطرح و بحث كرده‎اند و شكي نيست كه در مباحث مربوط به فقه (يا همان فروع دين) تقليد جايز و بلكه نسبت به بسياري از افراد واجب است.

  • پس از اثبات ولايت فقيه در علم كلام، در علم فقه نيز از دو جهت سخن از ولايت فقيه به ميان خواهد آمد، اول آن كه چون خداوند در عصر غيبت ولايت را براي فقيه تعيين نموده، ‌پس بر فقيه جامع الشرايط واجب است كه اين وظيفه را انجام دهد؛ دوم اين كه بر مردم بالغ، عاقل، حكيم، فرزانه و مكلف نيز واجب است كه ولايت چنين رهبري را بپذيرند و از احكام شرعي و قضاءها و ولايت‎هاي شرعي كه توسط او ثابت يا صادر مي‎شود، اطاعت كنند.


مفهوم‌شناسي ولايت فقيه الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

  • ولايت تکويني: تصرّف در عالَم وجود که مختصّ خداي متعال و بندگان خاصّ او است.

  • ولايت تشريعي: ولايت فانوني؛ حق تصرّف فردي در زندگي مردم و افراد جامعه، از طريق وضع و جعل قوانين و اجراي آنها و لزوم تبعيت ديگران در برابر وي و رعايت آن قوانين.

  • ولايت فقيه:مراد ما از ولايت فقيه، ولايت تکويني نيست، گر چه ممکن است ولي فقيه از اين مقام نيز برخوردار باشد؛ بلکه مراد ولايت تشريعي است؛ يعني مي‌توانند از طريق جعل قوانين و اجراي آنها در زندگي اجتماعي مردم و ادارة جامعه تصرّف کند و تصميم او براي ديگران لازم‌الاجرا است. (همانند حکم مرحوم ميرزاي شيرازي در تحريم تنباکو: اليوم استعمال تنباکو حرام است و مخالفت با امام زمان(ع) است. همة قليانها را زدند و شکستند و حتّي همسر ناصرالدين شاه نيز قليان را از دست او گرفت و انداخت و شکست).


ادلّة عقلي اثبات ولايت فقيه الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

  • با توجه به حجّيت دليل عقلي در اسلام، حکم دليل عقلي سالم دست‌کمي از حکم شرع ندارد.

  • أ‌.  دليل عقلي اول

  • الف) وجود حکومت براي تأمين مصالح فردي و اجتماعي بشر و جلوگيري از هرج و مرج و فساد ضروري است؛

  • ب) حکومت ايده‌آل حکومتي است که معصوم در رأس آن باشد. (بخاطر برخورداري ايشان از ويژگي عصمت)؛

  • ج) هنگامي که تأمين يک مصلحت لازم و ضروري در حدّ مطلوب و ايده‌آل آن ميسّر نباشد، بايد نزديک‌ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين کرد؛ بنابراين وقتي حکومت معصوم(ع) ميسّر نبود، همانند زمان غيبت، بايد به دنبال نزديک‌ترين مرتبه به حکومت معصوم باشيم؛ (عقل حکم مي‌کند وقتي که نجات جان ده نفر«مصلحت تام»، امکان نداشت، نبايد از نجات جان پنج نفر «نزديک‌ترين مرتبه به مصلحت تام» دست کشيد. (ما لايُدرک کلُه، لايُترک کلُه) (آب دريا را گر نتوان کشيد  هم به قدر تشنگي بايد چشيد)

  • د) اقربيت و نزديکي يک حکومت به حکومت معصوم(ع) در چهار امر اصلي است: 1- فقاهت (علم به احکام کلّي اسلام/ اسلام‌شناس) 2- تقوي (شايستگي روحي و اخلاقي، به گونه‌اي که تحت تأثير هواهاي نفساني قرار نگيرد) 3- بصيرت سياسي (درک سياسي و اجتماعي، حدس صائب در تشخيص اولويت‌ها  و توانايي تحليل مسائل جاري جامعه) 4- مديريت اجتماعي (کارآيي و توانايي براي ادارة جامعه، توانايي مديريت قوا، نهادها و سازمان‌هاي کشور و برخورد با دشمنان)

  • نتيجه:بنابراين در زمان غيبت امام معصوم(ع)، کسي بايد حاکم اسلامي باشد که شرائط فوق را داشته باشد و چنين کسي جز فقيه جامع‌الشرايط شخص ديگري نخواهد بود.


  • ب‌.  دليل عقلي دوم الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

  • الف) خداوند متعال مالک حقيقي جهان بوده و بر همين اساس، ولايت بر انسان‌ها از شئون ربوبيت الاهي است و تنها با اذن و نصب خداوند متعال به ديگران داده مي‌شود؛

  • ب) اين قدرت قانوني از جانب خداوند متعال به پيامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) داده شده است؛

  • ج) در زمان غيبت امام معصوم(ع)، يا بايد خداوند متعال از اجراي احکام اجتماعي اسلام صرف‌نظر کرده باشد يا اجازة آن را به کسي که اصلح از ديگران است، داده باشد؛

  • د) صرف‌نظر کردن خداوند از اجراي احکام اجتماعي اسلام نقض غرض الاهي و خلاف حکمت است؛ بنابراين به حکم قطعي عقل کشف مي‌کنيم اجازة اجراي احکام اسلام به شخصي که اصلح از ديگران است، داده شده است؛

  • ه) فقيه جامع‌الشرايط (فقيه متقي ، بصير و مدير)، صلاحيتش از ديگران براي اين امر بيشتر است.

  • نتيجه:فقيه جامع‌الشرايط همان فرد اصلحي است که در زمان غيبت امام معصوم(ع)، از طرف خداي متعال و اولياي معصوم(ع) اجازة اجراي احکام اجتماعي اسلام به او داده شده است


مشروعيت و مقبوليت ولايت فقيه الواقِعَةِ، فَارجِعوا فیها إلی رُواةِ حَدیثِنا. فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ أنا حُجَّةُ اللهِ.»

  • مراد از بحث مشروعيت اين است که حق حاکميت و ولايت فردي بر ديگران از کجا آمده است؟ ملاک اينکه فرد يا گروهي حق امر و نهي کردن در امور را داشته باشند چيست؟ نقش مردم در حکومت اسلامي و نظام ولايت فقيه چيست؟

  • مراد از مقبوليت اين است که اگر مردم به فرد يا گروهي براي حاکميت تمايل داشته باشند، گفته مي‌شود که اين حکومت از مقبوليت و پذيرش مردمي برخوردار است، وگرنه نه.

  • اگر ملاک مشروعيت را «پذيرش مردمي» دانستيم، پس مشروعيت و مقبوليت به هم پيوسته و تفکيک‌ناپذيرند؛ در غير اين صورت، مشروعيت مي‌تواند از مقبوليت جدا شود؛ يعني حکومتي مشروعيت داشته باشد، ولي مقبوليت نداشته باشد و بالعکس.


مشروعيت حکومت در اسلام و نقش مردم در آن

  • مشروعيت حکومت حضرت رسول به نصب الهي بوده است و علي رغم اکراه مردم، پيامبري و ولايت حضرت، منتفي نشد. مردم نيز در تحقق اين حکومت فعال بودند؛ يعني پيامبر حکومت خود را با نيروي قاهره‌اي بر جامعه تحميل نکرد؛ بلکه از طريق بيعت مردم و جان نثاري ايشان بوده است.

  • مشروعيت ولايت و حکومت ائمه(ع) نيز به نصب الهي بوده است. همچنان‌که بر اساس حديث جابر، رسول اکرم(ص) در تفسير «اولي‌الامر» در آية شريفة «اطيعوالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم» فرمودند که مراد از اولي الامر دوازده نفر از جانشينان من هستند. همچنين حديث غدير برمبناي آية شريفة «يا ايها الرسول بلِّغ ما اُنزِل اليک...». بنابراين، مشروعيت امامت ائمه(ع) نيز مشروط به پذيرش مردم و تحقق عملي حکومت نبوده است.

  • آيا اگر اميرالمؤمنين(ع) 25سال خانه‌نشين شدند، اين به معناي مشروع نبودن حکومت حضرت بود؟ اگر امام حسين(ع) با عده‌اي اندک در مقابل هزاران نفر دشمن، قيام کرد، کار نامشروعي انجام داد؟

  • بر اساس روايات اهل بيت(ع)، فقهاء نيز از طرف خداوند  و به واسطة پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) منصوب عام هستند. بنابراين مشروعيت ولايت فقها نيز از طرف خداوند است. البته در زمان غيبت و نصب خاصّ نداشتن، تشخيص مصداق حاکم و وليّ و تحقق حکومت برعهدة مردم است. البته انتخاب مردم يا خبرگان از باب کشف ارادة خداوند و امام است؛ نه آنکه مردم با انتخاب خويش کسي را منصوب کنند.

  • همچنان‌که رؤيت هلال رمضان، موجب مشروعيت رمضان نمي‌شود؛ و يا تقليد مقلِّدين از مجتهدي موجب مشروعيت بخشيدن به مرجعيت وي نمي‌شود.


پرسش ها و پاسخ ها در آن

  • 1.در زمان غیبت که فرد ایده الی در میان ما نیست و ما نمی توانیم با امام زمان مرتبط باشیم تا از حکومتش بهره مند گردیم چه باید بکنیم؟

  • در عصر غیبت کسی باید در راس هرم قدرت باشد که از هر جهت به امام معصوم نزدیک تر است؛یعنی در دین شناسی،تقوا وصلاحیت برای اجرای احکام و قوانین اسلام بهترین باشد.وقتی که جامعه نمی تواند بدون حکومت باشد و ما دسترسی به امام معصوم نداریم باید به سراغ کسی برویم که کمترین فاصله را با او دارد،کسی که شناختش از اسلام از دیگران بیشتر وعدالت و تقوایش از همه بالاتر و برای اجرای احکام و قوانین اسلام مناسب ترین فرد باشد.این صفات در ولی فقیه تجلی میکند.


  • 2.ایا پیشینه ی نظریه ی ولایت فقیه به زمان غیبت امام زمان میرسد یا اینکه ریشه های این نظریه در دوران حضور امامان معصوم هم وجود داشته است؟

  • شاید در ذهن اکثر مردم چنین باشد که ولایت فقیه به بعد از دوران غیبت کبری امام زمان بر می گردد یعنی به کمتر از 1200 سال قبل،ولی با توجه به مفاد نظریه ی ولایت فقیه و با مروری اجمالی به تاریخ دوران حضور امامان معصوم،به راحتی می توان ولایت فقیه را در عصر حضور امامان ومعصومین هم دید.


  • 3.با توجه به اینکه ولایت فقیه مطلق است،ایا می توان اصول دین و احکام ان را تغییر داد؟

  • ولایت فقیه برای حفظ اسلام است،اگر فقیه اصول احکام دین را تغییر دهد اسلام از بین می رود.لیکن اگر جایی امر دایر بین اهم و مهم شود فقیه میتواند مهم را فدای اهم کند تا اینکه اهم باقی بماند.مثلا اگر رفتن به حج موجب ضرر به جامعه ی اسلامی می شود و ضرر ان از ضرر تعطیل حج بیشتر باشد،فقیه حق دارد برای حفظ جامعه ی اسلامی و پاسداری از دین،حج را موقتا تعطیل کند و مصلحت مهمتری را برای اسلام فراهم اورد.


  • 4.اختیاراتی که در قانون اساسی برای ولی فقیه برشمرده شده است مستلزم تخصص های متعددی است ولی به صورت طبیعی،بودن همه ی این تخصص ها در یک نفر مشکل است.پس چگونه ولی فقیه بر تمام امور کشور حاکم است؟

  • اگر در قانون اساسی امور متعددی را به عنوان اختیارات ولی فقیه مطرح کرده اند؛مقصود قانون گذاران این نبوده است که ولی فقیه بر تمامی ان امور تخصص داشته باشد و شخصا نظر بدهد،زیرا تردیدی نیست غیر از کسانی که به علم غیب مرتبط اند هیچ کس نمی تواند ادعا کند در همه ی امور صاحب نظر است.


  • 5.ایا می توان از ولی فقیه انتقاد کرد؟

  • بر اساس اعتقادات دینی ما فقط پیامبران،حضرت زهرا و امامان ،معصوم اند.از این رو هیچ کس ادعا نمی کند احتمال اشتباهی در رفتار و نظرات ولی فقیه نیست وممکن است دیگران به خطای او پی ببرند.از این رو می توان از ولی فقیه انتقاد کرد.


  • 6.با توجه به معصوم نبودن ولی فقیه چرا به قداست وی معتقد هستید؟

  • قداست به معنای محبوبیت همراه با احترام شدید است.انسان به علت کمال خاصی که در شخصیتی سراغ دارد به او محبت ورزیده و احترام می گذارد.انسان ها همه ی کمالات را به طور یکسان برخوردار نیستند از این رو انسانی که دارای کمالات فوق العاده و برتری است از محبوبیت و احترام بیشتری برخوردار است.


  • 7.قداست ولی فقیه و مرجع دینی چه تاثیری بر جامعه دارد؟

  • از این رو که ولی فقیه از قداست ویژه ای برخوردار است و مردم او را نائب امام زمان میدانند،حاضرند همگی جان و مال و هستی خود را فدا کنند.در عصر حاضر همگی شاهد بودیم که چگونه امام خمینی(ره)انقلابی را رهبری کرد که حکومت 2500 ساله ی شاهنشاهی را ریشه کن ساخت و به جای ان جمهوری اسلامی را برقرار نمود.اگر قداست مرجعیت نبود چه کسی حاضر بود خودرا اماجگاه گلوله های دژخیمان قرار دهد؟


منابع تاثیری بر جامعه دارد؟

1-کتاب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

2-کتاب ولایت فقیه نوشته ی ایت ا... جوادی املی

3-کتاب ولایت فقیه نوشته ی مهدی هادوی تهرانی

4.پرسش ها و پاسخ ها نوشته ی استاد محمد مصباح


  • تهیه کنندگان تاثیری بر جامعه دارد؟:

    زهرا باقری

    فهیمه زمانی

    پرستاری 88


Title
Title تاثیری بر جامعه دارد؟

برای ورود به شبکه آموزشی دانشجویان کلیک کنید

  • Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Vivamus et magna. Fusce sed sem sed magna suscipit egestas.

  • Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Vivamus et magna. Fusce sed sem sed magna suscipit egestas.

برای عضویت در شبکه دانشجویان ایران عدد 1 را به شماره زیر پیامک کنید

100080809090

لطفا آدرس ما را به خاطر داشته باشید

Madsg.com


ad