Sensory motor integrative systems
This presentation is the property of its rightful owner.
Sponsored Links
1 / 58

Sensory Motor & Integrative Systems سیستمهای حسی، حرکی و انسجام PowerPoint PPT Presentation


  • 173 Views
  • Uploaded on
  • Presentation posted in: General

Sensory Motor & Integrative Systems سیستمهای حسی، حرکی و انسجام . ١١/١١/١٣٩٠. Sensory, Motor & Integrative Systems. سیستمهای حسی، حرکی و انسجام.

Download Presentation

Sensory Motor & Integrative Systems سیستمهای حسی، حرکی و انسجام

An Image/Link below is provided (as is) to download presentation

Download Policy: Content on the Website is provided to you AS IS for your information and personal use and may not be sold / licensed / shared on other websites without getting consent from its author.While downloading, if for some reason you are not able to download a presentation, the publisher may have deleted the file from their server.


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - E N D - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

Presentation Transcript


Sensory motor integrative systems

Sensory Motor & Integrative Systems سیستمهای حسی، حرکی و انسجام

١١/١١/١٣٩٠


Sensory motor integrative systems

Sensory, Motor & Integrative Systems

سیستمهای حسی، حرکی و انسجام

Learning Objective: Nursing students will gain an understanding of the anatomy and physiology of the sensory, motor, and integrative systems and its purpose within the body.

Estimated Time to Complete: 408 minutes.

هدف آموزش: شاگردان فهم اناتومی و فیزیولوژی سیستمهای حسی، حرکی، و انسجام، و مقاصد آنها را در داخل جسم دریافت خواهند نمود.

وقت تخمینی تکیمل: 408 دقیقه.

AFAMS


Sensory motor integrative systems

Teaching Points

نقاط تدریسی

  • Sensation.

  • Somatic sensations.

  • Motor cortex maps in the cerebral cortex.

  • Somatic sensory pathways.

  • Somatic motor pathways.

  • Integrative functions of the cerebrum.

  • Homeostatic imbalances associated with the sensory, motor and integrative systems.

  • Medical terminology associated with the sensory, motor and integrative systems.

  • ۱. احساس.

  • ۲. احساس جسمی.

  • ۳. نقشه های قشر حرکی در قشر دماغی.

  • ۴. مسیرهای حسی جسمی.

  • ۵. مسیر های حرکی جسمی.

  • ۶. فعالیت های انسجام دماغ اکبر.

  • ۷. عدم تعادل داخلی مربوط سیستمهای حسی، حرکی، و انسجام.

  • ۸. اصطلاحات طبی مربوط به سیستمهای حسی، حرکی، و انسجام.


Sensory motor integrative systems

1. Sensory, Motor & Integrative Systems

۱.سیستمهای حسی، حرکی و انسجام

  • سطوح و اجزاء احساس

  • مسیرهای حواس از جسم به مغز

  • مسیرهای سگنلهای حرکی از مغز به بدن

  • عملیه انسجام

    • بیداری و خواب

    • آموختن و حافظه

  • Levels and components of sensation

  • Pathways for sensations from body to brain

  • Pathways for motor signals from brain to body

  • Integration Process

    • wakefulness and sleep

    • learning and memory


Sensory motor integrative systems

Is Sensation Different from Perception

آیا احساس با درک متفاوت است؟

  • احساس یک انگیزۀ است که جسم از آن آگاهی دارد

    • ازکدام چیز آگاهی نداریم؟

      • ایکسری، امواج صدای فریکونسی فوق العاده بلند، روشنی ماورا بنفش (UV)

    • ما آخذه های حسی را برای این انگیزه ها نداریم

  • درک، باخبر بودن آگاهانه و تعبیر یک احساس میباشد .

    • تعین محل و شناسائی دقیق

    • خاطرات ادراک ما درقشر یا کورتکس (cortex) ذخیره میگردد

  • Sensation is any stimuli the body is aware of

    • What are we not aware of?

      • X-rays, ultra high frequency sound waves, UV light

    • We have no sensory receptors for those stimuli

  • Perception is the conscious awareness & interpretation of a sensation.

    • precisely localization & identification

    • memories of our perceptions are stored in cortex


Sensory motor integrative systems

Sensory Modalities

ابعاد حسی

  • Different types of sensations

    • touch, pain, temperature, vibration, hearing, vision

  • Each type of sensory neuron can respond to only one type of stimuli

  • Two classes of sensory modalities

    • general senses

      • somatic are sensations from body walls

      • visceral are sensations from internal organs

    • special senses

      • smell, taste, hearing, vision, and balance

  • انواع مختلف احساسات

    • لمس، درد، حرارت، اهتزاز، سامعه، باصره

  • هر نوع نیورون حسی تنها به یک نوع انگیزه (تحريک) پاسخ داده میتواند

  • دو دسته ابعاد حسی

    • حواس عمومی

      • احساسات جسمی از جدارهای بدن میباشد

      • احساسات مربوط اعضای داخلی بدن از اعضای داخلی میباشد

    • حواس خاص

      • شامه، ذایقه، سامعه، باصره، و تعادل


Sensory motor integrative systems

Process of Sensation

طرزالعمل احساس

  • Sensory receptors demonstrate selectivity

    • respond to only one type of stimuli

  • Events occurring within a sensation

    • stimulation of the receptor

    • transduction (conversion) of stimulus into a graded potential

      • vary in amplitude and are not propagated

    • generation of impulses when graded potential reaches threshold

    • integration of sensory input by the CNS

  • آخذه های حسی از خود اختیار نشان میدهند

    • تنها به یک انگیزه (تحريک) پاسخ میدهد

  • وقایعى که در یک احساس رخ میدهد

    • تحریک آخذه

    • هدایت (تغیر) محرک به یک طاقت اندازه شده

      • در اندازه متفاوت است و در حال انتشار نیست

    • تولید ضربان وقتی به آستانۀ اندازه طاقت برسد

    • انسجام وارده حسی توسط سیستم مرکزی عصبی


Sensory motor integrative systems

Sensory Receptors

آخذه های حسی

  • Selectively respond to only one kind of stimuli

  • Have simple or complex structures

    • General Sensory Receptors (Somatic Receptors)

      • no structural specializations in free nerve endings that provide us with pain, tickle, itch, temperatures

      • some structural specializations in receptors for touch, pressure & vibration

    • Special Sensory Receptors (Special Sense Receptors)

      • very complex structures---vision, hearing, taste, & smell

  • بصورت انتخابى تنها به یک نوع انگیزه پاسخ میدهد

  • دارای ساختمانهای ساده و مغلق میباشد

    • آخذه های حسی عمومی

    • (آخذه های بدنی)

      • هیچ تخصیصات ساختمانی در انجامهای عصب که برای ما درد، قتقتک، خارش و حرارت را میدهد وجود ندارد

      • بعضی تخصیصات ساختمانی در آخذه ها برای تماس، فشار و اهتزاز وجود دارد.

    • آخذه های حسی خاص

    • (آخذه های حس خاص)

      • ساختمان های بسیار مغلق---

      • باصره، سامعه، ذایقه، و شامه


Sensory motor integrative systems

طبقه بندی آخذه های حسی

Classification of Sensory Receptors

  • طبقه بندی ساختمانی

  • نوع پاسخ به انگیزه ها

  • موقعیت آخذه ها و مبداء انگیزه

  • نوع انگیزه که آنها دریافت میدارند

  • Structural classification

  • Type of response to a stimulus

  • Location of receptors & origin of stimuli

  • Type of stimuli they detect


Sensory motor integrative systems

Structural Classification of Receptors

طبقه بندی ساختمانی آخذه ها

  • Free nerve endings

    • bare dendrites

    • pain, temperature, tickle, itch & light touch

  • Encapsulated nerve endings

    • dendrites enclosed in connective tissue capsule

    • pressure, vibration & deep touch

  • Separate sensory cells

    • specialized cells that respond to stimuli

    • vision, taste, hearing, balance

  • انجامهای عصبی آزاد

    • دندرایت های عریان

    • درد، حرارت، قتقتک، خارش، تماس خفیف

  • انجامهای عصبی محصورشده

    • دندرایت ها در کپسول نسج پیوندی قرار دارند

    • فشار، اهتزاز، تماس عمیق

  • حجرات حسی جداگانه

    • حجرات خاص که به انگیزه پاسخ میدهد

    • باصره، ذایقه، سامعه، تعادل


Sensory motor integrative systems

Structural Classification

طبقه بندی ساختمانی

Compare free nerve ending, encapsulated nerve ending and sensory receptor cell

  • (ا) نیورون حسی باانجامهای عصبی آزاد دسته-اول

  • انجامهای عصبی آزاد

  • اکسون

  • انگیزه سردی

  • محرک

  • به سیستم عصبی مرکزی

  • انتشار میابد

  • طاقت تولید کننده

  • ضربان عصب

  • (ب) نیورون حسی با انجامهای عصبی محصور شده دسته-اول

  • اکسون

  • انگیزه فشار

  • انجامهای عصبی آزاد،

  • انجامهای عصبی محصور شده و

  • حجره آخذه حسی

  • انجامهای عصبی محصور شده

  • (ج) آخذه دومی

  • ساینپس ها با نیورون حسی دسته-اول

  • خالیگاه ساینپسی

  • آخذه چشیدن (ذایقه)

  • اکسون

  • انتقال دهنده عصبی

  • مالیکول قند

  • دندرایت ها

  • محرک

  • محرک

  • به سیستم عصبی مرکزی

  • انتشار میابد

  • آزاد شدن انتقال دهنده عصبی از آخذه حسی

  • طاقت آخذه

  • ضربان عصب


Sensory motor integrative systems

2. Classification by Response to Stimuli

۲. طبقه بندی نظر به پاسخ به انگیزه

  • Generator potential

    • free nerve endings, encapsulated nerve endings & olfactory receptors produce generator potentials

    • when large enough, it generates a nerve impulse in a first-order neuron

  • Receptor potential

    • vision, hearing, equilibrium and taste receptors produce receptor potentials

    • receptor cells release neurotransmitter molecules on first-order neurons producing postsynaptic potentials

    • PSP may trigger a nerve impulse

  • Amplitude of potentials vary with stimulus intensity

  • طاقت تولید کننده

    • انجام های عصبی آزاد، انجام های عصبی محصور شده و آخذه های حس شامه توانمندى تولید کننده را تولید میکند

    • وقتی به اندازه کافی بزرگ باشد، باعث تولید ضربان (ضربه) در یک نیورون دسته-اول میگردد

  • طاقت آخذه

    • باصره، سامعه، تعادل، و آخذه های ذایقه طاقت آخذه را تولید میکند

    • حجرات آخذه، مالیکولهای نیورون انتقال دهنده را در دسته-اول رها نموده باعث تولید طاقت های بعدازپيوند (ساینپسی) میگردد

    • طاقت های بعدازپيوند (ساینپسی)امکان دارد که ضربۀ عصب را تحریک نماید

  • اندازه طاقت ها نظربه شدت انگیزه تغیر مینماید


Sensory motor integrative systems

Classification by Location

طبقه بندی نظر به موقعیت

  • Exteroceptors

    • near surface of body

    • receive external stimuli

    • hearing, vision, smell, taste, touch, pressure, pain, vibration & temperature

  • Interoceptors

    • monitors internal environment (BV or viscera)

    • not conscious except for pain or pressure

  • Proprioceptors

    • muscle, tendon, joint & internal ear

    • senses body position & movement

  • آخذه های خارجی(Exteroceptor)

    • نزدیک به سطح بدن

    • انگیزه (تحريک) های خارجی را اخذ مینماید

    • سامعه، باصره، شامه، ذایقه، لمس، فشار، درد، اهتزاز، و حرارت

  • آخذه های داخلی(Interoceptor)

    • نظارت محیط داخلی را مینماید ( بى وىBV، یا ارگانهاى داخلی viscera)

    • بدون آگاهی بغیر از درد یا فشار

  • آخذه های عضلانی(Proprioceptor)

    • عضله، پی، مفصل، و گوش داخلی

    • حواس حالت و حرکت بدن


Sensory motor integrative systems

Classification by Stimuli Detected

طبقه بندی نظر به انگیزه حس شده

  • Mechanoreceptors

    • detect pressure or stretch

    • touch, pressure, vibration, hearing, proprioception, equilibrium & blood pressure

  • Thermoreceptors detect temperature

  • Nociceptors detect damage to tissues

  • Photoreceptors detect light

  • Chemoreceptors detect molecules

    • taste, smell & changes in body fluid chemistry

  • آخذه های میخانیکی يا میکانوریسپتور(Mechanoreceptors)

    • فشار یا کشش را حس میکند

    • لمس، فشار، اهتزاز، سامعه، اتخاذ عضلانی، تعادل و فشارخون

  • آخذه های حرارتی يا ترموریسپتور(Thermoreceptors)، حرارت را حس میکند

  • آخذه درد يا ناسیسپتور(Nociceptors)، صدمه به انساج را حس میکند

  • آخذه نوری يا فوتوریسپتور(Photoreceptors)، نور را حس مکند

  • آخذه کیمیاوی يا کیموریسپتور(Chemoreceptors)، مالیکول ها را حس میکند

    • ذایقه، شامه، و تغیر تناسب در مایع بدن


Sensory motor integrative systems

Adaptation of Sensory Receptors

توافق آخذه های حسی

  • Change in sensitivity to long-lasting stimuli

    • decrease in responsiveness of a receptor

      • bad smells disappear

      • very hot water starts to feel only warm

    • potential amplitudes decrease during a maintained, constant stimulus

  • Receptors vary in their ability to adapt

    • Rapidly adapting receptors (smell, pressure, touch)

      • adapt quickly; specialized for signaling stimulus changes

    • Slowly adapting receptors (pain, body position)

      • continuation of nerve impulses as long as stimulus persists

  • تغیر حساسیت در مقابل انگیزه های درازمدت

    • تقلیل در عکس العمل یک آخذه

      • بو های بد از بین میروند

      • آب بسیار داغ مانند آب گرم احساس میگردد

    • دامنه های طاقت در هنگام یک انگیزه نگهداشته شده و ثابت

  • آخذه ها در قابلیت توافق خود متغیر میباشند

    • آخذه های توافق کننده سریع (بو، فشار، لمس)

      • بسرعت توافق میابد؛ خاص برای درک تغیر

    • آخذه های توافق کننده بطی (درد، حالت بدن)

      • دوام ضربان عصب تا بودن دوام انگیزه


Sensory motor integrative systems

Somatic Tactile Sensations

احساس های لامسه بدنی

  • Touch

    • crude touch is ability to perceive something has touched the skin

    • discriminative touch provides location and texture of source

  • Pressure is sustained sensation over a large area

  • Vibration is rapidly repetitive sensory signals

  • Itching is chemical stimulation of free nerve endings

  • Tickle is stimulation of free nerve endings only by someone else

  • لمس

    • لمس زمخت، قابلیت درک چیزی را دارد که پوست را لمس کرده باشد

    • لمس های تبعیضی، موقعیت و درشتی سطح را ارائه میکند

  • احساس دوامدار، فشار در یک ساحه بزرگ میباشد

  • اهتزاز، تکرار سریع سگنالهای (علايم) حسی میباشد

  • خارش، تحریک کیمیاوی انجامهای عصبی آزاد میباشد

  • قتقتک، تحریک انجامهای آزاد عصبی تنها توسط شخص دیگر میباشد


Meissner corpuscle

گلبول (اجسام کوچک) مایسنر(Meissner corpuscle)

  • Dendrites enclosed in CT in dermal papillae of hairless skin

  • Discriminative touch & vibration-- rapidly adapting

  • Generate impulses mainly at onset of a touch

  • Nociceptorناسیسپتور

  • (آخذه درد)

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع I (لمس یا دیسک مرکلMerkel )

  • اپیدرمس

  • گلبول لمس

  • (گلبول مایسنر در دانه)

  • درمس

  • دندرایتهای احاطه شده در انساج ارتباطى دانه هاى کوچک جلد بی مو

  • لمس تبعیضی و اهتزاز---بسرعت توافق میابند

  • ضربان را اصلاً در آغاز لمس تولید میکند

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع II (گلبول رافینیRuffini)

  • شبکه عصبی ریشه موی

  • لملیتیدLamellated(گلبول پاسینیPacinian)

  • طبقه زیر جلدی


Sensory motor integrative systems

Hair Root Plexus

شبکه عصبی ریشه موی

  • Free nerve endings found around follicles, detects movement of hair

  • انجامهای عصبی آزاد موجود در اطراف فولیکل ها حرکت موی را حس میکند

  • Nociceptorناسیسپتور

  • (آخذه درد)

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع I (لمس یا دیسک مرکلMerkel )

  • اپیدرمس

  • گلبول لمس

  • (گلبول مایسنر در دانه)

  • درمس

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع II (گلبول رافینیRuffini)

  • شبکه عصبی ریشه موی

  • لملیتیدLamellaed(گلبول پاسینیPacinian)

  • طبقه زیر جلدی


Merkel s disc

(Merkel’s Disc) دیسک مرکل

  • Flattened dendrites touching cells of stratum basale

  • Used in discriminative touch (25% of receptors in hands)

  • ناسیسپتور

  • (آخذه درد)

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع I (لمس یا دیسک مرکلMerkel )

  • اپیدرمس

  • گلبول لمس

  • (گلبول مایسنر در دانه)

  • درمس

  • دندرایت های هموار که حجرات طبقه اساسی (بسیل) را لمس میکند

  • در لمس تبعیضی تحت استفاده میباشد(۲۵٪ آخذه در دستها میباشد)

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع II (گلبول رافینیRuffini)

  • شبکه عصبی ریشه موی

  • لملیتیدLamellated(گلبول پاسینیPacinian)

  • طبقه زیر جلدی


Ruffini corpuscle

(Ruffini Corpuscle) گلبول رافینی

  • Found deep in dermis of skin

  • Detect heavy touch, continuous touch, & pressure

  • Nociceptorناسیسپتور

  • (آخذه درد)

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع I (لمس یا دیسک مرکلMerkel) )

  • اپیدرمس

  • گلبول لمس

  • (گلبول مایسنر در دانه)

  • درمس

  • بطورعمیق در طبقۀ درمس جلد وجود دارد

  • لمس سنگین، لمس دوامدار، و فشار را حس میکند

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع II (گلبول رافینیRuffini)

  • شبکه عصبی ریشه موی

  • لملیتیدLamellated(گلبول پاسینیPacinian)

  • طبقه زیر جلدی


Pacinian corpuscle

گلبول(اجسام کوچک) پاسینی(Pacinian Corpuscle)

  • Onion-like connective tissue capsule enclosing a dendrite

  • Found in subcutaneous tissues & certain viscera

  • Sensations of pressure or high-frequency vibration

  • ناسیسپتور

  • (آخذه درد)

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع I (لمس یا دیسک مرکلMerkel )

  • اپیدرمس

  • گلبول لمس

  • (گلبول مایسنر در دانه)

  • درمس

  • کپسول نسج پیوندی (ارتباطى) پیاز مانند که یک دندرایت را احاطه کرده

  • در انساج زیر جلد و ارگان مشخص وجود دارد

  • احساس های فشار یا اهتزاز دارای فریکونسی زیاد

  • آخذه میخانیکی (میکانو ریسپتور) جلدی نوع II (گلبول رافینیRuffini)

  • شبکه عصبی ریشه موی

  • لملیتیدLamellated(گلبول پاسینیPacinian)

  • طبقه زیر جلدی


Sensory motor integrative systems

Thermal Sensations

احساس های حرارتی

  • Free nerve endings with 1mm diameter receptive fields on the skin surface

  • Cold receptors in the stratum basale respond to temperatures between 50-105 degrees F

  • Warm receptors in the dermis respond to temperatures between 90-118 degrees F

  • Both adapt rapidly at first, but continue to generate impulses at a low frequency

  • Pain is produced below 50 and over 118 degrees F.

  • انجامهای عصبی آزاد با ساحه قطر ١ ملیمیتر بالای سطح جلد

  • آخذه های سردی در طبقه اساسی (بسیل) به درجه حرارت بین ۵۰ تا ۱۰۵ فارنهایت پاسخ میدهند

  • آخذه های گرمی در درمس به درجه حرارت بین ۹۰تا ۱۱۸فارنهایت پاسخ میدهند

  • هردو در آغاز بسرعت توافق مینمایند، ولی به تولید ضربان به فریکونسی کم ادامه میدهند

  • درد در درجه پائین تر از ۵۰ و بلندتر از ۱۱۸ فارنهایت ایجاد میگردد


Sensory motor integrative systems

Pain Sensations

احساس های درد

  • Nociceptors = pain receptors

  • Free nerve endings found in every tissue of body except the brain

  • Stimulated by excessive distension, muscle spasm, & inadequate blood flow

  • Tissue injury releases chemicals such as K+, kinins or prostaglandins that stimulate nociceptors

  • Little adaptation occurs

  • ناسیسپتور= آخذه های درد

  • انجامهای عصبی آزاد در هر نسج بدن، بدون مغز، وجود دارد

  • توسط تورم زیاد، تشنج عضلات، و عدم جریان خون کافی تحریک میشود

  • جراحت نسج مواد کیمیاوی مانند پتاشيم (K+)، کینینز یا پروستاگلاندنز را رها ساخته باعث تحریک آخذه درد (ناسیسپتور) میگردد

  • توافق کم صورت میگیرد


Sensory motor integrative systems

Types of Pain

انواع درد

  • Fast pain (acute)

    • occurs rapidly after stimuli (.1 second)

    • sharp pain like needle puncture or cut

    • not felt in deeper tissues

    • larger A nerve fibers

  • Slow pain (chronic)

    • begins more slowly & increases in intensity

    • aching or throbbing pain of toothache

    • in both superficial and deeper tissues

    • smaller C nerve fibers

  • درد تیز (حاد)

    • بعد از انگیزه بسرعت واقع میگردد (٠.١ ثانیه)

    • درد تیز مانند فرورفتن سوزن یا بریدگی

    • در انساج عمیقتر احساس نمیگردد

    • الیاف بزرگتر عصبی A

  • درد کند (مزمن)

    • به بسیار آهستگی شروع و شدت آن افزایش میابد

    • درد یا رنج بردن از دندان دردی

    • در هر دو انساج سطحی و انساج عمیقتر

    • الیاف کوچکتر عصبی C


Sensory motor integrative systems

Localization of Pain

تعین موقعیت درد

  • Superficial Somatic Pain arises from skin areas

  • Deep Somatic Pain arises from muscle, joints, tendons & fascia

  • Visceral Pain arises from receptors in visceral organs

    • localized damage (cutting) intestines causes no pain

    • diffuse visceral stimulation can be severe

      • distension of a bile duct from a gallstone

      • distension of the ureter from a kidney stone

  • Phantom limb sensations -- cells in cortex still

  • درد سطحی بدنی از نواحى جلدی بوجود میاید

  • درد عمیق بدنی از عضلات، مفصلها، پیها و رشته های ارتباطی (فیشا) بوجود میاید

  • درد عضو داخلی از آخذه های اعضای داخلی بوجود میاید

    • صدمه های منطقوی (بریدگی) امعا باعث درد نمیگردد

    • انتشار تحریک اعضای داخلی (ویسیرل) میتواند شدید باشد

      • تورم لوله صفرا از سنگ کیسه صفرا

      • تورم حالب (اوریتر) از سنگ گرده

  • حس های غیر حقیقی عضو بزرگ—حجرات هنوز هم در حصۀ خارجی (کورتکس)


Referred pain

(Referred Pain) ارسال درد

  • Visceral pain that is felt just deep to the skin overlying the stimulated organ or in a surface area far from the organ.

  • Skin area & organ are served by the same segment of the spinal cord.

    • Heart attack is felt in skin along left arm since both are supplied by spinal cord segment T1-T5

  • جگر و کیسه صفرا

  • شش و دیافرام

  • جگر و کیسه صفرا

  • درد اعضای داخلی ویسیرل (visceral) فقط زیر سطح جلد تحریک شده عضو و یا بسیار دور از ساحه سطح عضو، حس میگردد

  • سطح جلد و عضو توسط عین قسمت از نخاع شوکی کمک میگردد.

    • حمله قلبی در جلد به امتداد بازوی چپ حس میگردد چون هردو توسط قسمت تی۱- تی۵ نخاع شوکی تأمین میگردد

  • قلب

  • معده

  • پانقراس معده

  • جگر و کیسه صفرا

  • کیسه صفرا

  • امعای کوچک

  • تخمدان

  • گرده

  • اپندیکس

  • حالب

  • تخمدان

  • امعا

  • گرده

  • مثانه


Sensory motor integrative systems

Pain Relief

تسکین درد

  • آسپرین و آیبوپروفین مانع تشکیل پروستاگلندین ها که باعث تحریک آخذه درد (ناسیسپتورها) میگردد، میشود

  • ناوکئین مانع انتقال ضربان عصبی در امتداد رشته های درد میشود

  • مورفین باعث تقلیل حس درد در مغز میشود.

  • Aspirin and ibuprofen block formation of prostaglandins that stimulate nociceptors

  • Novocaine blocks conduction of nerve impulses along pain fibers

  • Morphine lessen the perception of pain in the brain.


Sensory motor integrative systems

حس پروپریوسیپتیو (عميق) و حرکی (کینستتیک)

Proprioceptive or Kinesthetic Sense

  • آگاهی موقعيت و حرکت بدن

    • راه رفتن و تایپ نمودن بدون نگاه کردن

    • تخمین وزن اشیا

  • پروپریوسیپتور هاProprioceptors) ) دارای توافق کم میباشد

  • معلومات حسی به دماغ اصغر و قشر دماغی فرستاده میشود

    • از عضله، پی، کپسول های مفصل و حجرات موی در سیستم دهلیزی

  • Awareness of body position & movement

    • walk or type without looking

    • estimate weight of objects

  • Proprioceptors adapt only slightly

  • Sensory information is sent to cerebellum & cerebral cortex

    • from muscle, tendon, joint capsules & hair cells in the vestibular apparatus


Sensory motor integrative systems

Muscle Spindles

دوک هاى(سپیندلهای) عضله

  • Specialized intrafusal muscle fibers enclosed in a CT capsule and innervated by gamma motor neurons

  • Stretching of the muscle stretches the muscle spindles sending sensory information back to the CNS

  • Spindle sensory fiber monitor changes in muscle length

  • Brain regulates muscle tone by controlling gamma fibers

  • الیاف مخصوص عضله انترافصل در کپسول انساج ارتباطى محصور است و با نیورون های حرکی گاما تحریک میگردند

  • منبسط کردن عضله دوک عضله را انبساط داده معلومات حسی را دوباره به مرکز سیستم عصبی ارسال میدارد

  • الیاف حسی دوک، تغیرات را در اندازه طول نظارت مینماید

  • مغز حالت تندرستی عضله را توسط کنترول الیاف گاما نظارت میکند

  • رشته حسی نوع II

  • نیورون حرکی گاما به الیاف عضله اینترافصلintrafusal

  • رشته حسی نوع la

  • نیورون حرکی الفا به الیاف عضله ایکسترافصلExtrafusal

  • کپسول نسج ارتباطی

  • الیاف عضلهایکسترافصExtrafusal

  • الیاف عضله اینترافصلintrafusal


Golgi

Golgi Tendon Organs

اعضای پی (وتر) گلجی (Golgi)

  • Found at junction of tendon & muscle

  • Consists of an encapsulated bundle of collagen fibers laced with sensory fibers

  • When the tendon is overly stretched, sensory signals head for the CNS & resulting in the muscle’s relaxation

  • در اتصال پی (وتر) و عضله قرار دارد

  • از یک دسته رشته های محصور شده کالیجن که با رشته های حسی بافته شده تشکیل گردیده

  • وقتی که یک پی به اندازه زیاد منبسط گردد، سگنل های حسی بطرف مرکز سیستم عصبی رفته و به ارامش عضلات می انجامد

  • رشته حسی نوع lb

  • کپسول عضو پی (نسج ارتباطى)

  • دسته ای از رشته های پی ( رشته های کالیگنcollagen ) پیوست به الیاف عضله


Sensory motor integrative systems

3. Motor Cortex Maps in the Cerebral cortex

۳. نقشه قشر حرکی در قشر مغزی


Sensory motor integrative systems

Joint Receptors

آخذه های بند (مفصل)

  • گلبولهای (اجسام کوچک) رافینی

    • درکپسول بند مفصل) وجود دارد

    • به فشار پاسخ میدهد

  • گلبولهای پاسینی

    • در نسج ارتباطی در اطراف بند وجود دارد

    • به سرعت و آهستگی بند پاسخ میدهد

  • Ruffini corpuscles

    • found in joint capsule

    • respond to pressure

  • Pacinian corpuscles

    • found in connective tissue around the joint

    • respond to acceleration & deceleration of joints


Sensory motor integrative systems

4. Somatic Sensory Pathways

۴. مسیر های حسی بدن

  • First-order neuron conduct impulses to brainstem or spinal cord either spinal or cranial nerves

  • Second-order neurons conducts impulses from spinal cord or brainstem to thalamus--cross over to opposite side before reaching thalamus

  • Third-order neuron conducts impulses from thalamus to primary somatosensory cortex (postcentral gyrus of parietal lobe)

  • نیورون های دسته-اول ضربان را بطرف مغز یا نخاع شوکی هریک، یا ستون فقرات و یا عصب های جمجمه انتقال میکند

  • نیورون های دسته- دوم ضربان را از نخاع شوکی یا ازطرف مغز به تقاطع مغزمیانی (تالامس) بطرف مقابل قبل از رسیدن به مغزمیانی (تالامس) انتقال میکند

  • نیورون های دسته-سوم ضربان را از مغزمیانی (تالامس) به قشر حسهای بدنی (سوماتوسینسری کورتکس) اصلی (جیرس پوستسنترال پرایتللوبpostcentralgyrus of parietal lobe) انتقال میکند


Sensory motor integrative systems

Posterior Column-Medial Lemniscus Pathway of CNS

مسیر ستون عقبی-لمنیسکس وسطی سیستم عصبی مرکزی

  • Proprioception, vibration, discriminative touch, weight, discrimination & stereognosis.

  • Signals travel up spinal cord in posterior column

  • Fibers cross-over in medulla to become the medial lemniscus pathway ending in thalamus

  • Thalamic fibers reach cortex

  • طرف چپ بدن

  • طرف راست بدن

  • احساس عميق (پریپریوسپشن)(preprioception) ، اهتزاز، لمس تبعیضی، وزن، فرق و ادراک سه بعدی (srereognosis).

  • سگنلها به ستون فقرات در ستون عقبی میروند

  • رشته ها در ناحیۀ داخلی یا میدولا (medulla) با هم تقاطع مینمایند تا مسیرانجام لمنیسکس وسطی در مغز میانی (thalamus) گردد

  • رشته های تالامسی (thalamic) به قشر میرسد

  • حس بدنی اصلی ناحیه قشر دماغی

  • نیورون دسته-سوم

  • تالامسthalamus

  • لمنیسکسLemniscus وسطی

  • نیورون دسته-دوم

  • مغز وسطی

  • هسته گراسیلیس (gracilis)

  • هستهکانیتس (cuneatus)

  • نیورون دسته-اول

  • ستون پوست پرایر (postprior):

  • دسته کوچک الیاف

  • گراسیلیس

  • عصب فقراتی

  • میدولا

  • آخذه ها برای لمس تبعیضی، ادراک سه بعدی (srereognosis) پریپریوسپشن (preprioception)

  • وزن، فرق، و اهتزاز

  • نخاغ شوکی


Spinothalamic

Spinothalamic Pathways

)Spinothalamic(مسیر های سپاینوتالامیک

  • Lateral spinothalamic tract carries pain & temperature

  • Anterior tract carries tickle, itch, crude touch & pressure

  • First cell body in DRG with synapses in cord

  • 2nd cell body in gray matter of cord, sends fibers to other side of cord & up through white matter to synapse in thalamus

  • 3rd cell body in thalamus projects to cerebral cortex

  • طرف چپ بدن

  • طرف راست بدن

  • لوله عصبی سپاینوتالامیک spinothalamic)) درد و حرارا ت را انتقال میدهد

  • لوله عصبی قدامى (انتریر)(Anterior) قتقتک، خارش، لمس زمخت، و فشار را انتقال میدهد

  • وجود حجره اول در دی.آر.جی همرای ساینپسها در نخاع

  • وجود حجره دوم در ماده خاکستری نخاع، رشته ها را بطرف جانب دیگر نخاع و از وسط مواد سفید به ساینپس در تالامس ارسال میکند

  • وجود حجره سوم در تالامس به قشر مغزی ارسال میگردد

  • حس بدنی اولیه ناحیه قشر مغز

  • نیورون دسته-سوم

  • تالامس

  • مغز وسطی

  • نیورون دسته-دوم

  • عقبی پوستیریر(posterior)

  • شاخ خاکستری

  • میدولا

  • نیورون دسته-اول

  • لوله سپاینوتالامیک

  • (SPINOTHALAMIC) جانبی

  • عصب فقراتی

  • لولهسپاینوتالامیک

  • (SPINOTHALAMIC)

  • پیشرو (ANTERIOR)

  • آخذه درد، سردی، گرما، لمس زمخت، فشار، قتقتک، یا خارش

  • نخاع شوکی


Sensory motor integrative systems

Somatosensory Map of Postcentral Gyrus

نقشه حس بدنی برآمدگی چین خورده مغز (جیرس) عقب وسط (پوستسنترال)

  • Relative sizes of cortical areas

    • proportional to number of sensory receptors

    • proportional to the sensitivity of each part of the body

  • Can be modified with learning

    • learn to read Braille & will have larger area representing fingertips

  • اندازه های نسبی مناطق قشری (cortical)

    • متناسب به تعداد آخذه های حسی

    • متناسب به حساسیت هر قسمت از بدن

  • میتواند با آموختن اصلاح گردد

    • آموختن خواندن خط نابینایان و نمایندگی ازساحه بزرگتر سر انگشتان

سطح پیشرو از وسط جیرس (Postcentralgyrus) پوستسنترال

اعضای تناسلی

شستهای پا، پا، ساق پا

کمر، تنه، گردن، سر

شانه، بازو، آرنج، ساعد

بند دست، دست

انگشت کوچک، انگشتر

وسط، شهادت، شست

چشم، بینی، رو، لب بالا

لبان، لب پائین

دندان، بیره، و الاشه

زبان، حلق

داخل شکم


Cerebellum

Sensory Pathways to the Cerebellum

(cerebellum)مسیرهای حسی به دماغ اصغر

  • Major routes for proprioceptive signals to reach the cerebellum

    • anterior spinocerebellar tract

    • posterior spinocerebellar tract

  • Subconscious information used by cerebellum for adjusting posture, balance & skilled movements

  • Signal travels up to same side inferior cerebellar peduncle

  • لوله سپینوسیریبلار Spinocerebellar عقبی

  • راه های عمده رسیدن سگنل های تحریک شده به دماغ اصغر

    • لوله عصبی سپینوسیریبلار Spinocerebellar پیشرو

    • لوله عصبی سپینوسیریبلار Spinocerebellarعقبی

  • معلومات ناخودآگاهانه که توسط دماغ اصغر برای اعتدال حالت بدن، تعادل و محرکات آموخته استفاده میگردد

  • سگنل به همان طرف تحتانی

  • ساقه مغز میرود

  • لوله سپینوسیریبلار Spinocerebellar پیشرو

  • (ب) لوله های سپینوسیریبلار Spinocerebellar عقبی و پیشرو


Tertiary syphilis

Tertiary Syphilis

)Tertiary Syphilis سفلیس مرحله سوم (

  • Sexually transmitted disease caused by bacterium Treponema pallidum.

  • Third clinical stage known as tertiary syphilis

  • Progressive degeneration of posterior portions of spinal cord & neurological loss

    • loss of somatic sensations

    • proprioceptive impulses fail to reach cerebellum

  • People watch their feet while walking, but still uncoordinated and jerky

  • مرض قابل انتقال از راه تماس جنسی که توسط بکتریومتریپانیما پالیدوم(BateriumTreponemaPallidum) بوجود میاید

  • مرحله سوم کلینکی بنام سفلیس مرحله سوم شناخته شده است

  • انحطاط تدریجی قسمتهای عقبی نخاع شوکی وازدست دادن اعصاب

    • از دست دادن حس های بدنی

    • ضربان تحریکی به دماغ اصغر نمیرسد

  • هنگام راه رفتن مردم متوجه پاهای خود میباشند، ولی باز هم ناهماهنگ و تشنجی میباشند


Sensory motor integrative systems

5. Somatic Motor Pathways

۵. مسیر حرکی بدنی

  • Control of body movement

    • motor portions of cerebral cortex

      • initiate & control precise movements

    • basal ganglia help establish muscle tone & integrate semivoluntary automatic movements

    • cerebellum helps make movements smooth & helps maintain posture & balance

  • Somatic motor pathways

    • direct pathway from cerebral cortex to spinal cord & out to muscles

    • indirect pathway includes synapses in basal ganglia, thalamus, reticular formation & cerebellum

  • کنترول حرکت بدن

    • قسمتهای حرکی قشر دماغی

      • آغاز و کنترول حرکات دقیق

    • بیزل گنگلیا (basal ganglia) کمک ایجاد کشش درست و تکمیل حرکات خودبخود قسماً ارادی عضلات را مینماید

    • دماغ اصغر در نظم و برابر ساختن حرکات کمک مینماید و در نگهداری حالت بدن و تعادل کمک مینماید

  • مسیر های حرکی بدنی

    • مسیر مستقیم از قشر دماغی به نخاع شوکی و بعداً به عضلات

    • مسیر مستقیم شامل ساینپس ها در بیزل گنگلیا، تالامس، شکل بندی شبکه ای و دماغ اصغر میباشد


Sensory motor integrative systems

Primary Motor Cortex

قشر حرکی اصلی

  • Precentral gyrus initiates voluntary movement

  • Cells are called upper motor neurons

  • Muscles represented unequally (according to the number of motor units)

  • More cortical area is needed if number of motor units in a muscle is high

    • vocal cords, tongue, lips, fingers & thumb

سطح پیشرو از وسط (جیرس پریسنترال)

  • جیرس پریینترال حرکت ارادی را آغاز مینماید

  • حجرات را بنام نیورون های حرکی بالائی یاد میکنند

  • عضلات بشکل غیر مساویانه ارائه گردیده (مطابق تعداد واحد های حرکی)

  • اگر تعداد واحدهای حرکی در یک عضله زیاد باشد ساحه قشری اضافه تر لازم است

    • تارهای صوتی، زبان، لبان، انگشتان و شست

شستهای پا، بند پا، زانو

کمر، تنه

شانه، آرنج، بند دست دست

انگشت کوچک، انگشتر

وسط، شهادت، شست

گردن

ابرو

مژه و مردمک چشم

روی، لبان

-تلفظ صوتی-

-تولید لعاب دهن-

-جویدن-

-الاشه

-زبان

-بلعیدن


Sensory motor integrative systems

Direct Pathway (Pyramidal Pathway)

مسیر مستقیم (مسیر هرمی)

  • 1 million upper motor neurons in cerebral cortex

    • 60% in precentral gyrus & 40% in postcentral gyrus

  • Axons form internal capsule in cerebrum and pyramids in the medulla oblongata

  • 90% of fibers decussate(cross over) in the medulla

    • right side of brain controls left side muscles

  • Terminate on interneurons which synapse on lower motor neurons in either:

    • nuclei of cranial nerves or anterior horns of spinal cord

  • Integrate excitatory & inhibitory input to become final common pathway

  • به تعداد یک میلیون نیورون های حرکی بالائی در قشر دماغی

    • ۶۰٪ در جیرس پریسنترل و ۴۰٪ در جیرس پوستسنترل

  • اکسون ها کپسول داخلی را در دماغ اکبر و هرم ها را در میدولا مستطیل تشکیل میدهد

  • ۹۰٪ تقاطع بشکلx رشته ها در میدولا

    • طرف راست مغز طرف چپ عضلات را اداره میکند

  • با نیورون های داخلی که ساینپس بر نیورون های حرکی تحتانی میباشد به هرکدام از پائین میتواند خاتمه یابد:

    • عصب های هسته جمجمه یا شاخهای پیشرو نخاع شوکی

  • دخولی انسجام تحریکی و مهار برای تبدیل شدن به مسیر مشترک آخر


  • Sensory motor integrative systems

    Details of Motor Pathways

    • Lateral corticospinal tracts

      • cortex, cerebral peduncles, 90% decussation of axons in medulla, tract formed in lateral column.

      • skilled movements hands & feet

    • Anterior corticospinal tracts

      • the 10% of axons that do not cross

      • controls neck & trunk muscles

    • Corticobulbar tracts

      • cortex to nuclei of CNs ---III, IV, V, VI, VII, IX, X, XI & XII

      • movements of eyes, tongue, chewing, expressions & speech

    جزئیات مسیرهای حرکی

    منطقه حرکی اصلی قشر دماغی

    • طرف راست بدن

    • طرف چپ بدن

    • کپسول

    • داخلی

    • لوله های عصبی کورتیکوسپاینل (corticospinal) جانبی

      • قشر، ساقه دماغی، ۹۰٪ تقاطع اکسون ها در میدولا.

      • حرکات ماهرانه دست ها و پاها

    • لوله های عصبی کورتیکوسپاینل (corticospinal)پیشرو

      • ۱۰٪ اکسون هائیکه تقاطع نمیکند

      • عضلات گردن و تنه را اداره میکند

    • لوله های عصبی کورتیکوبلبار Corticobulbar

      • قشر به هسته سیستم مرکزی عصبی--- III، IV، V، VI، VII

      • IX، X، XIو XII

      • حرکات چشم ها، زبان، جویدن، حالت قیافه و گفتار

    مغز وسطی

    ساقه دماغی

    نیورون های حرکی بالا

    پل های دماغی

    xتقاطع بشکل

    در میدولا

    لوله عصبی کورتیکوسپاینل )corticospinal) جانبی چپ

    لوله عصبی کورتیکوسپاینل )corticospinal) پیشروی راست

    عصب فقراتی

    نیورون های حرکی پائین

    به عضلات اسکلیتی

    ستون فقرات


    Sensory motor integrative systems

    Location of Direct Pathways

    موقعیت مسیرهای مستقیم

    • لوله عصبی کورتیکوسپاینل (corticospinal) جانبی

    • لوله عصبی کورتیکوسپاینل (corticospinal) پیشرو

    • لوله عصبی کورتیکوبلبار Corticobulbar

    • لوله عصبی کورتیکوسپاینل (corticospinal) جانبی

    • لوله عصبی کورتیکوسپاینل (corticospinal) پیشرو

    • نخاع شوکی

    • Lateral corticospinal tract

    • Anterior corticospinal tract

    • Corticobulbar tract

    • ساقه دماغی

    • لوله عصبی کورتیکوبلبار Corticobulbar

    • مغز وسطی

    • (ا) لوله های عصبی (هرمی) مستقیم


    Sensory motor integrative systems

    Paralysis

    فلج

    • Flaccid paralysis = damage lower motor neurons

      • no voluntary movement on same side as damage

      • no reflex actions

      • muscle limp & flaccid

      • decreased muscle tone

    • Spastic paralysis = damage upper motor neurons

      • paralysis on opposite side from injury

      • increased muscle tone

      • exaggerated reflexes

    • فلج شل = صدمه به نیورون های حرکی پائین

      • عدم حرکت ارادی در همان طرف که صدمه دیده

      • نبودن عکس العمل در اعمال

      • عضلات لنگ و شل

      • تقلیل در کشش عضله

    • فلج تشنجی = صدمه به نیورون های حرکی بالا

      • فلج در طرف مقابل صدمه

      • افزایش در کشش عضله

      • عکس العملهای زیاد از حد


    Sensory motor integrative systems

    Indirect Pathways

    مسیرهای غیرمستقیم

    • All other descending motor pathways

    • Complex polysynaptic circuits

      • include basal ganglia, thalamus, cerebellum, reticular formation

    • Descend in spinal cord as 5 major tracts

    • All 5 tracts end upon interneurons or lower motor neurons

    • تمام مسیرهای نزولی دیگر

    • مدارهای پولی سیناپتیک مختلط

      • شامل بیزل گنگلیا، تالامس، دماغ اصغر، تشکیل شبکه ای

    • نزول در ستون فقرات به صورت ۵ لوله عصبی عمده

    • هر ۵ لوله عصبی بر نیورون های داخلی یا نیورون های حرکی پائین خاتمه میابد

    • لوله عصبی وسطی رتیکلوسپاینل (reticulospinal)

    • لوله عصبی ربروسپاینل

    • لوله عصبی جانبی رتیکلوسپاینل (reticulospinal)

    • لوله عصبی ویستیبلوسپاینل

    • لوله عصبی تیکتوسپاینل

    • نخاع شوکی

    • (ب) لوله های عصبی (خارج هرمی) غیر مستقیم


    Sensory motor integrative systems

    Final Common Pathway

    مسیر مشترک نهائی

    • Lower motor neurons receive signals from both direct & indirect upper motor neurons

    • Sum total of all inhibitory & excitatory signals determines the final response of the lower motor neuron & the skeletal muscles

    قشر حسی، حرکی، و پیوند

    نیورون های حرکی بالا مسیر مستقیم

    • نیورون های حرکی پائین سگنلها را هم از نیورون های حرکی مستقیم و هم غیر مستقیم دریافت میکند

    • مجموع تمام سگنل های مهاری (مانع کردن) و تحریکی تعین پاسخ نهائی نیورون حرکی پائین و عضلات اسکلیتی را میکند

    بیزل گنگلیا

    تالامس

    دماغ اصغر

    قشر حسی، حرکی، و پیوند

    نیورون های داخلی در نخاع شوکی

    نیورون های مسیرهای غیرمستقیم

    نیورون های حرکی پائین (مسیر مشترک نهائی)

    عضلات اسکلیتی


    Basal ganglia

    Basal Ganglia

    )Basal Gangliaبیزل گنگلیا (

    • Helps to program automatic movement sequences

      • walking and arm swinging or laughing at a joke

    • Set muscle tone by inhibiting other motor circuits

    • Damage is characterized by tremors or twitches

    • درز طولی

    • در پروگرام نمودن تسلسل حرکت خودبخودى کمک مینماید

      • قدم زدن، حرکت پس و پیش بازو یا خندیدن بر یک لطیفه

    • تعین نمودن کشش عضله توسط تحریک مدارهای دیگر حرکی

    • صدمه توسط لرزه یا تکان مشخص میگردد

    • مغز پیشین

    • جسم پیوستی

    • بطن جانبی

    • هسته دم وار

    • جدار پیلوسیدم

    • کپسول

    • داخلی

    • جسم مخطط

    • اینسولا

    • تالامس

    • هسته تحت تالامس

    • هایپوتالامس

    • پوسته

    • هسته عدسی

    • گلابس پالیدس

    • بطن سومی

    • لوله نوری


    Basal ganglia1

    Basal Ganglia Connections

    )Basal Ganglia(ارتباطات بیزل گنگلیا

    • Circuit of connections

      • cortex to basal ganglia to thalamus to cortex

      • planning movements

    • Output from basal ganglia to reticular formation

      • reduces muscle tone

      • damage produces rigidity of Parkinson’s disease

    • مدار ارتباطات

      • قشر به بیزل گنگلیا به تالامس به قشر

      • طرح ریزی حرکات

    • محصول بیزل گنگلیا به تشکیلات شبکه ای

      • کشش عضله را کاهش میدهد

      • صدمه باعث تولید استحکام مرض پارکینسن میگردد

    قشر حسی، حرکی، و پیوند

    نیورون های حرکی بالا

    مسیر مستقیم

    بیزل گنگلیا

    تالامس

    دماغ اصغر

    هسته ساقه مغز و تشکیلات

    شبکه ای

    نیورون های مسیرهای غیرمستقیم

    نیورون های داخلی در نخاع شوکی

    نیورون های حرکی پائین (مسیر مشترک نهائی)

    عضلات اسکلیتی


    Sensory motor integrative systems

    6. Cerebellar Function

    ۶. وظیفه دماغ اصغر

    1. Monitors intentions for movements -- input from cerebral cortex

    2. Monitors actual movements with feedback from proprioceptors

    3. Compares intentions with actual movements

    4. Sends out corrective signals to motor cortex

    ۱. مقاصد را برای حرکات نظارت مینماید--- وارده از طرف قشر دماغی

    ۲. حرکات حقیقی را با معلومات دوباره از آخذه های حالت و حرکت بدن (proprioceptors) نظارت میکند

    ۳. مقاصد را با حرکات حقیقی مقایسه مینماید

    ۴. سگنلهای تصحیحی را به قشر حرکی ارسال مینماید

    • جوانب وظیفه

    • آموختن

    • حرکات هماهنگ و ماهرانه

    • حالت بدن و تعادل

    • قشر حرکی مغز پیشین

    • Aspects of Function

    • learning

    • coordinated & skilled movements

    • posture & equilibrium

    • بازگشت معلومات تصحیحی

    • تالامس

    • قشر دماغ اصغر

    • تشکیلات شبکه ای

    • پلهای دماغی

    • هسته اعصاب پیوندی

    • مسیر مستقیم

    • مسیر غیرمستقیم

    • سگنلهای حسی از پراپریوسپتر های در عضلات و مفصلها، سیستم های دهلیزی، و چشمها

    • سگنلها به نیورونهای حرکی پائین


    Sensory motor integrative systems

    Wakefulness and Sleep

    بیداری و خواب

    • Circadian rhythm

      • 24 hour cycle of sleep and awakening

      • established by hypothalamus

    • Awake means to be able to react consciously to stimuli

    • EEG recordings show large amount of activity in cerebral cortex when awake

    • توازن شبانه روزی

      • دوران ۲۴ ساعتۀ خواب و بیدار بودن

      • توسط هایپوتالامس برقرار میگردد

    • بیدار یعنی که قابل عکس العمل آگاهانه در مقابل انگیزه باشد

    • گراف هاى برقى دماغى (EEG) نشان دهنده مقدار زیاد فعالیت در هنگام بیداری در قشر دماغی میباشد


    Sensory motor integrative systems

    Reticular Activating System

    (RAS)سیستم فعال کردن شبکه ای

    • RAS has connections to cortex & spinal cord.

    • Many types of inputs activate the RAS---pain, light, noise, muscle activity, touch

    • Produces state of wakefulness called consciousness

    • Coma is sleeplike state

      • deep coma has no reflexes

      • death if cardiovascular reflexes are lost

    • پیش آمدگی های RAS به قشر دماغی

    • قشر دماغی

    • تالامس

    • سیستم فعال کردن شبکه ای (RAS) دارای ارتباطات با قشر و نخاع شوکی میباشد.

    • انواع زیاد ورودیها سیستم فعال کردن شبکه ای(RAS) --- درد، نور، صوت، فعالیت عضله و لمس را فعال میسازد

    • باعث تولید حالت بیداری بنام آگاهی میگردد

    • کوما یک حالت خواب مانند میباشد

      • کوما عمیق فاقد

      • عکس العملها میباشد

      • اگر عکس العملهای قلبی و عروقی از بین بروند باعث مرگ میگردد

    • دماغ اصغر

    • انگیزه های بصری از چشم ها

    • پلهای دماغی

    • تشکیلات شبکه ای

    • میدولای نخاع مستطیل

    • نخاع شوکی

    • انگیزه های حسی بدنی( از آخذه های درد، اخذه حالت و حرکت بدن و آخذه لمس)

    • انگیزه های سمعی و دهلیزی از گوشها و سیستمهای دهلیزی


    Sensory motor integrative systems

    Sleep

    خواب

    • State of altered or partial consciousness from which a person can be aroused

    • Triggers for sleep are unclear

      • adenosine levels increase with brain activity

      • adenosine levels inhibit activity in RAS

      • caffeine prevents adenosine from inhibiting RAS

    • Two types of normal sleep

      • NREM = non-rapid eye movement sleep

      • REM = rapid eye movement sleep

    • حالت متغیر یا آگاهی جزئی که یک شخص از آن بیدار میگردد

    • تحریکات خواب واضح نیستند

      • سطح ادینوساین همراه با فعالیت مغز بالا میرود

      • ادینوساین فعالیت سیستم فعال کردن شبکه ای(RAS) را تحریک مینماید

      • کافئین مانع ادینوساین از تحریک سیستم فعال کردن شبکه ای(RAS) میگردد

    • دو نوع خواب طبیعی

      • NREM=خواب حرکت غیرسریع چشم

      • REM =خواب حرکت سریع چشم


    Sensory motor integrative systems

    Non-Rapid Eye Movement Sleep

    خواب حرکت غیرسریع چشم

    • Stage 1 person is drifting off with eyes closed (first few minutes)

    • Stage 2 fragments of dreams eyes may roll from side to side

    • Stage 3 very relaxed, moderately deep 20 minutes, body temperature & BP have dropped

    • Stage 4 = deep sleep bed-wetting & sleep walking occur in this phase

    • مرحله ۱ شخص با چشمان بسته در عالم رویا میرود

    • مرحله ۲ قسمتهای از رویاها که ممکن چشمها از یکطرف به طرف دیگر دور بخورند

    • مرحله ۳ بسیار آرام، عمیق بطور اوسط ۲۰ دقیقه، حرارت بدن و فشار خون پائین آمده

    • مرحله ۴ = خواب عمیق، تر نمودن جای خواب و راه رفتن در خواب درین مرحله واقع میگردد

    • امواج الفا

    • بیدار (چشمان بسته)

    • خواب ان.آر.ای.ایم مرحله ۱

    • محور خواب

    • مرحله ۲/۳

    • (خواب موج-آرام) مرحله ۴

    • امواج دلتا

    • خواب آر.ای.ایم

    • ۱ ثانیه


    Sensory motor integrative systems

    REM Sleep

    خواب حرکت سریع چشم

    • Most dreams occur during REM sleep

    • In first 90 minutes of sleep:

      • go from stage 1 to 4 of NREM,

      • go up to stage 2 of NREM

      • to REM sleep

    • Cycles repeat until total REM sleep totals 90 to 120 minutes

    • Neuronal activity & oxygen use highest in REM sleep

    • Total sleeping & dreaming time decreases with age

    • زیادتر خواب دیدن ها هنگام خواب حرکت سریع (REM)چشم صورت میگیرد

    • در ۹۰ دقیقه اول خواب:

      • از مرحله ۱ به ۴ حرکت غیر سریع چشم (NREM) میرود

      • تا مرحله ۲حرکت غیر سریع چشم (NREM)میرود

      • به خواب حرکت سریع چشم (REM)

    • تاهنگام خواب کامل حرکت سریع چشم جمعاً ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه دوران تکرار مینماید

    • فعالیت های عصبی و استفاده از آکسیجن در خواب حرکت سریع چشم (REM)به بلندترین اندازه میباشد

    • خواب کامل و مدت خواب دیدن با پیشرفت سن تقلیل میابد


    Sensory motor integrative systems

    Learning & Memory

    آموختن و حافظه

    • Learning is acquiring new knowledge

    • Memory is retaining that knowledge

      • short-term memory

        • recall phone number while dialing

        • depends upon electrical events (reverberating circuits)

      • long-term memory

        • frequent retrieval of specific information helps with memory consolidation (learning)

        • structural or biochemical changes occurs

          • increase in dendrites, enlarge endbulbs, increase in presynaptic terminals or formation of additional membrane receptors

    • Recently acquired memory lost first with coma or shock treatments

    • آموختن برای بدست آوردن دانش نو میباشد

    • حافظه برای نگهداشتن آن دانش میباشد

      • حافظه کوتاه-مدت

        • نمبر تیلفون را هنگام دایر کردن به یاد میاورد

        • متکی به وقایع برقی میباشد (مدار های انعکاس کردن)

      • حافظه دراز-مدت

        • بیرون آوردن مکرر معلومات خاص به تقویت حافظه (آموختن) کمک مینماید

        • تغیرات ترکیبی و بیوکیمیائی صورت میگیرد

          • افزایش در دندرایتها، بزرگی انجامهای متورم، افزایش در انتهاهای ماقبل سیناپسی یا تشکیل آخذه های غشاء اضافی

    • حافظه دریافت شده اخیر، در اول با کوما یا تداوی شوکی از بین میرود


    Sensory motor integrative systems

    7. Spinal Cord Injury

    ۷. صدمه نخاع شوکی

    • Damaged by tumor, herniated disc, clot or trauma

    • Complete transection is cord severed resulting loss of both sensation & movement below the injury

    • Paralysis

      • monoplegia is paralysis of one limb only

      • diplegia is paralysis of both upper or both lower

      • hemiplegia is paralysis of one side

      • quadriplegia is paralysis of all four limbs

    • Spinal shock is loss of reflex function (areflexia)

      • slow heart rate, low blood pressure, bladder problem

      • reflexes gradually return

    • صدمه توسط تومور، هيرنیای دیسک (چرۀ ديسک)، لخته یا ضربه

    • قطع کامل، بریده شدن نخاع میباشد که در نتیجه باعث از دست دادن احساس و حرکت در قسمت پائین تر از صدمه میگردد

    • فلج

      • مونوپلیجیا (monoplegia) فلج شدن تنها یک عضو میباشد

      • دایپلیجیا (diplegia) فلج هردو اندام بالائی ویا هردو اندام پائینی میباشد

      • همیپلیجیا (hemiplegia) فلج یک پهلو میباشد

      • کوادریپلیجیا (quariplegia) فلج هر چهار عضو میباشد

    • شوک فقراتی باعث از دست دادن فعالیت عکس العمل (آریفلیکسیا) میگردد

      • ضربان آهسته قلب، فشار خون پائین، مشکلات مثانه

      • عکس العملها به تتدريج برمیگردند


    Sensory motor integrative systems

    Cerebral Palsy

    فلج دماغی

    • از دست دادن کنترول حرکی و تناسب

    • صدمه به مناطق حرکی مغز

      • عفونت زنان حامله توسط ویروس روبیلا

      • شعاع در هنگام زندگی جنینی

      • عدم موجودیت آکسیجن بطور موقت در هنگام زایمان

    • نه یک مرض پیشرونده ، بلکه برگشت ناپذیر

    • Loss of motor control and coordination

    • Damage to motor areas of the brain

      • infection of pregnant woman with rubella virus

      • radiation during fetal life

      • temporary lack of O2 during birth

    • Not a progressive disease, but irreversible


    Sensory motor integrative systems

    Parkinson Disease

    مرض پارکینسن

    • Progressive disorder striking victims at age 60

    • Environmental toxins may be the cause

    • Neurons from the substantia nigra do not release enough dopamine onto basal ganglia

      • tremor, rigidity, bradykinesia (slow movement) or hypokinesia (decreasing range of movement)

      • may affect walking, speech, even facial expression

    • Treatments

      • drugs to increase dopamine levels, or to prevent its breakdown, surgery to transplant fetal tissue or removal of part of globus pallidus to slow tremors

    • اختلال روبه پیشرفت، قربانیان را در ۶۰ سالگی مبتلا میسازد

    • زهریات محیطی میتواند سبب باشد

    • نیورون های ماده سیاه (substantianigra) دوپامین(dopamine) را به اندازه کافی بر بیزل گنگلیا رها نمیکند

      • لرزش، شخى، حرکات آهسته (برادیکنیژیا (bradykinesia یا تقلیل در اندازه حرکت (هایپوکنیژیا (hypokinesia

      • شاید پیاده روی، کلام، حتی تغیر در حرکات روی را تحت اثر قرار دهد

    • تداوی

      • ادویه که سطح دوپامین را بالا ببرد، یا مانع تخریب آن گردد، عملیات که انساج جنینی را عوض یا پیوند نماید یا کشیدن گلوبس پالیدس (globuspallidus) برای بطی نمودن لرزش


  • Login